2777
2789

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

چه جراتی داشتی که 5 سال موندی!! این آدما واقعا میتونن به خاطر توهم و هذیان هاشون آدم بکشن!! 

من اگه بگم با تبر اومده بالا سرم باور میکنید؟ 

با قیچی آشپزخونه ... 

گلومو میگرفت خفم کنه

به زور بیهوشی بستریش کردیم ،یعنی مادرش التماس کرد که راضیش کن بریم دکتر ،فقط به حرف من گوش میداد،منم بردمش اونجا منم گول زدن و با رضایت مادرش بیهوشش کردن،فرداش زنگ زدن که بی قراری میکنه میگه زنم تنهاس،باهاش صحبت کردم میگفت غلط کردم گلوتو گرفتم نفهمیدم ببخشید،دکترا گفتن مادرش به شوک رضایت داده رفتم دادوبیداد که توروخدا نکنید ،سنی نداشتم ۲۳ سالم بود اونم ۲۸ ,خیلی دوسش دارم و داشتم ولی اینم امتحان زندگیه منه،کلی نذر کردم این دکتر و اون دکتر نشد که نشد،گاهی فکر میکردم جن زدگیه کلی قرآن و دعا ،همهذاز دکتر و قاضی و کلانتری و .. میگن چه جراتی ولی کسی نمیدونه من حاضر بودم بمیرم ولی جدا نشم،همیشه گریه میکرد میگفت میری ،خانوادش اول به خودش ظلم کردن بعد به من 

خداروشکر که جدا شدی من که بیست ساله دارم از دست بابام زجر میکشم همین که بچه نداری شانس اوردی

نمیدونم چی درسته چی غلط ،۵ سال از خانودام قایم کردم گفتن از پله افتادم،تو حموم لیز خوردم،سرما خوردم ولی خب آخر سر مرکز خشونت های خانگی با پدرم تماس گرفتن،سر اینکه با تبر شبونه تهدیدم کرده بود و تا میتونست زده بودم به پیشنهاد مامانش رفتیم پیش روانپزشک مامانش اعتقاد داشت توام مقصری طوهر آدم هرچی میگه همونه،اما مشکل این بود شوهر من ی چیزایی میگفت که وجود خارجی نداشت،مثلا اینکه تو چشمامو برداشتی بزار سرجاش،یا اینکه میخوابی که تو خواب با کی باشی؟!...

امیدوارم هر چه زودتر طعم خوشبختی رو بچشی

ممنونم گلم 

غروبی با اینکه کلی بارون میومد رفتم پیاده روی که فراموش کنم غصه هامو ولی تاپیک شما دوباره تک تک اون لحظه هارو یادم آورد،بدی زندگی یا این جور آدما اینه افراد محدودی درکت میکنن سعی میکنم کمتر راجبش صحبت کنم چون چیزایی دیدمو شنیدم که بقیه فکر میکنن دروغ میگم 

نمیدونم چی درسته چی غلط ،۵ سال از خانودام قایم کردم گفتن از پله افتادم،تو حموم لیز خوردم،سرما خوردم ...

هیچوقت دلت برای همچین ادمایی نسوزه فقط سریع جدا شو خودتو به پای همچین ادمایی نسوزون عاقبت ازدواج با همچین ادمایی جز بدبختی هیچی نیست 

من اگه بگم با تبر اومده بالا سرم باور میکنید؟  با قیچی آشپزخونه ...  گلومو میگرفت خفم کن ...

بله باور میکنم. ولی نکن با خودت این کارو. خانوادش در حقت ظلم کردن ولی تو در حق خودت ظلم نکن. تا همین حالا هم از نظر روانی حتما آسیب دیدی. برو پی زندگیت و با کمک روانشناس خودتو ترمیم کن. تو کاری برای ایشون نمیتونی بکنی. ساختار مغزشون متاسفانه اینجوریه. فقط خودت داغون میشی. 

هیچوقت دلت برای همچین ادمایی نسوزه فقط سریع جدا شو خودتو به پای همچین ادمایی نسوزون عاقبت ازدواج با ...

درست میگی عزیزم 

چون این آدما هیچوقت دلشون به حال بقیه نمیسوزه 

ی گربه براش بیشتر از من ارزش داشت

بله باور میکنم. ولی نکن با خودت این کارو. خانوادش در حقت ظلم کردن ولی تو در حق خودت ظلم نکن. تا همین ...

مرسی از درکتون عزیزم 

هرچی که بود این قسمت من بود،برنمیگردم و دنبال کارای جداییمم 

ولی کاش خانوادش تقاص پس بدن ،زبونم به نفرین نمیره چون میترسم ولی کاش خدا حقمو بگیره ازشون ،حسرت خیلی چیزا به دلم موند 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2840
2838
2834
2835
2108