یخچال من ترکیده فردا قراره مرتب کنم اصلا حوصله ندارم امروز کلی کار کردم خسته شدم
در حسرت دیدار پدری ب سر میبرم ک آخرین بار دستش توی دستم بود ولبخند روی لبش خشک شد ومنو تنها گذاشت .از وقتی رفت منم خندیدن رو فراموش کردم میشه برای شادی روحش ی صلوات بفرستی.سپاسگزارم
ممنون دوسه روز دیگه کار دارم تازه داشتم مرتب میکردم ی کم روحیه م بهتر بشه غروب یکی از دوستای قدیمی زنگ زد بهم گفت هنوززززززتواون خونه زندگی میکنی؟ گفت عوض کن اون خونه رو کلا بهم ریختم دیگه ذوق تمیز کاری ندارم خونم کوچیکه البته خونه خودم نیست پدر شوهرم داده ما زندگی کنیم هیچ شوقی ندارم ما کی خونه دار میشیم
در حسرت دیدار پدری ب سر میبرم ک آخرین بار دستش توی دستم بود ولبخند روی لبش خشک شد ومنو تنها گذاشت .از وقتی رفت منم خندیدن رو فراموش کردم میشه برای شادی روحش ی صلوات بفرستی.سپاسگزارم