2777
2789
عنوان

شوهرم ابرومو‌ برد پیش مادرش..

255 بازدید | 6 پست

تو‌ تاپیک قبلیم هست دیروز رفت سر بزنه عموش مریض بود دو ساعت با شهرمون فاصله داشت قرار نبود شب بمونه موندش دیگع منم عصبانی شدم.امروز اومد گفت هم تو نفهمی هم مادرم.اخه دیشب ننش زنگ زد کع اره شوهرت کجاس میدونست میخواست زیر زبون منو بکشه.گفت ننم از همع بی فکرتر زنگ زده که اره بارونه زود برو شب  انگار من بچه ام اجازه ام دست بقیه اس گفتم به من چه مگه من گفتم زنگ بزنه بهت به منم زنگ زد  دیشب زیر زبون بکشم مگع نمیدونست تو نیستی. دیگع زنگ زد ننش ارع زنم میگع خواستی زیر زبون بکشه مادرت خودش میدونسته تو رفتی. این بدش میاد زنگش میزنید زنگ نزنید بهش اله بله هی گفت کلا شخم زد گذشترو.اره بدش میاد از شما .اعصابم خوردع مامانش خیلی دنبال حرفه ول نمیکنه دیگه.کلا ازش سرد شدم حیف بچه دارم باید تحمل کنم از بعد بچه خیلی سرد شدیم نه محبتی میکنه  نه حرفی خیلی دوس دارم برم کلا.هرروزم اعصاب خوردیع حیف پشت و پناه ندارم .فقط مرگ نجاتم میده    

بهتر ،بهونه خوبي براي قطع رابطه شده

اللَّهُمَّ صَلِّ على محمّدٍ وعلى آلِ محمَّدٍ، كما صَلَّيتَ على إبراهيمَ وعلى آلِ إبراهيمَ إنّكَ حَميدٌ مَجِيدٌ، وبارِكْ على محمدٍ وعلى آلِ محمّدٍ، كَما بارَكتَ على إبراهيمَ وعلى آلِ إبراهيمَ إنّكَ حَميدٌ مَجيدٌ 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792