سلام،میخاستم بهتون بگم من یک فرزند طلاقم ک از بدو تولدم افتادم تو تلاش ،تلاش برای ساختن و نشدن و نتونستن هی شکست خوردم و شکست خوردم و تنشهای زیاد تحمل کردم این روزا خانوم شدم و وقت ازدواجمه اما تنهام و پر از وحشت،وحشت شکست و الان میفهمم واقعا رنج نداشتن پدر و مادر هرروز چقدر وحشتناک تر از قبله،فقط باهاتون درد و دل کردم ممنون میشم برام دعا کنید که بالاخره کسی بیاد تو زندگیم ک قلبم و همه وجودم آروم بگیره خیلی تنم لرزیده همه این سالها😪❤من ی پرستار مهربونم ک عاشق مریضامم حتی تو اوج خستگی و بی حوصلگیم ،گاهی شده با اشکشون اشک ریختم،گاهی از نگرانیشون و چیزایی ک خبر ندارن اشک ریختم خیلی وقتا پیش اومده تا بیمارستانهای دیگه ک ارجاع شدن پیگیر احوالشون شدم و خبر نداشتن،خیلی وقتا تایم کمی ک خونه هستم ب فکرشون بودم ،خیلی وقتا با غم خیلی هاشون غصه خوردم با معجزات خیلی هاشون قلبم خندیده ،خلاصه ک با خیلی هاتون زندگی کردم و تو دلم پا ب پاتون اومدم و نفهمیدید خلاصه ما اینیم همشم بد اخلاق و جیغ جیغو نیستیم 😀 و قطعا خدا در من چیزی دید ک توی این حرفه قرارم داد ازش ممنونم ب هر حال❤
میخوای باهاش بری کوهی، برفی جایی باید هیجان سن و سالت رو درک کنه
❤️ اگر میخوای خودتو بشناسی به خوبی نگاه کن که عاشق چه کسانی هستی و از چه کسانی متنفری، هر ادمی کپی کوچکی از معشوقه هاش میشه ❤️.تمام زندگیم این بود = محبت حضرت علی (ع)❤️زندگی خوب رو سلمان داشت که همه چی رو رها کرد و رفت به دامن علی پناهنده شد، زندگی خوب رو "جُوون" داشت، برده ی سیاهی که احتمالا باورش نمیشد "امیری حسین و نعم الامیر" ی که با شوق فریاد زد تا ابد با اشک و سوز تکرار بشه، زندگی خوب رو "بشر بن حارث" داشت که گذر امام کاظم(ع) به دم خونه اش خورد و از مجلس رقص و شراب، به مقامات عالی رسید، زندگی خوب رو اون شاهزاده ی رومی داشت که به شیرینی عشقی که تو قلبش حس کرد، ناشناس بین برده ها و کنیز ها رفت و توی شرایط سخت زندگی کرد ....توی این دنیا زندگی خوب فقط برای کسایی بود که طالعشون به امامشون گره خورده بود ❤️یا مبدل السیئات بالحسنات... طالع من رو هم به امام زمانم گره بزن ❤️