3قسمت ندیدم ینی چیز مهمی. نبوده توش گزاشتم یجا ببینم 😑ولیییییی شاه بد از چشمم افتاد با سیلی ک ب جیران زد و تعریفهای اون شبش از تاجی و مراسم جشن و.... هوسباز اسم خودشم میزاره عاشق اره جون عمت ی دختر از زیر دستش رد نمیشد لامصب
ارزش من رو به جز کسایی که منو دوست دارند کسه دیگه ای درک نمیکنه
🤍💜 هر آنکه جانب اهل خدا نگه دارد خدایش در همه حال از بلا نگه دارد حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست که آشنا سخن آشنا نگه دارد 🤍💜 در رابطه با داستانم: با قلم نه چندان خوبم آمیخته با ناااگفته های تلخ و گفته های آمیخته با احساسات و نیمچه خلاقیت داستان سرایی ام 🤍 داستان رو قریب به دو سال پیش نوشتم به دیدگاه مقاله یا رمان یا غیره ... بخوانید. درس عبرت و نکات مفید رو در ذهن بسپارید و تمام!!! پس خواهشمندممم دوست عزیز و مهربانم از احساس ترحم و دلسوزی و گرفتن شماره و آیدی و ایمیل و عکس من و پیام های ترحم آمیز خودداری کنید !!! چون هدف از نوشتن گذشته ها،جلب توجه و ترحم نبوده و از اینکه این حس رو به من القا نمیکنید ممنونم 💜!! بعضی از کسایی که داستانم رو میخونن میخوان بدونن الان چطورم ! من خوبم بدنیستم! شما چطورید؟☺️