3قسمت ندیدم ینی چیز مهمی. نبوده توش گزاشتم یجا ببینم 😑ولیییییی شاه بد از چشمم افتاد با سیلی ک ب جیران زد و تعریفهای اون شبش از تاجی و مراسم جشن و.... هوسباز اسم خودشم میزاره عاشق اره جون عمت ی دختر از زیر دستش رد نمیشد لامصب
ارزش من رو به جز کسایی که منو دوست دارند کسه دیگه ای درک نمیکنه
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
🤍💜 هر آنکه جانب اهل خدا نگه دارد خدایش در همه حال از بلا نگه دارد حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست که آشنا سخن آشنا نگه دارد 🤍💜 در رابطه با داستانم: با قلم نه چندان خوبم آمیخته با ناااگفته های تلخ و گفته های آمیخته با احساسات و نیمچه خلاقیت داستان سرایی ام 🤍 داستان رو قریب به دو سال پیش نوشتم به دیدگاه مقاله یا رمان یا غیره ... بخوانید. درس عبرت و نکات مفید رو در ذهن بسپارید و تمام!!! پس خواهشمندممم دوست عزیز و مهربانم از احساس ترحم و دلسوزی و گرفتن شماره و آیدی و ایمیل و عکس من و پیام های ترحم آمیز خودداری کنید !!! چون هدف از نوشتن گذشته ها،جلب توجه و ترحم نبوده و از اینکه این حس رو به من القا نمیکنید ممنونم 💜!! بعضی از کسایی که داستانم رو میخونن میخوان بدونن الان چطورم ! من خوبم بدنیستم! شما چطورید؟☺️