2777
2789
عنوان

دیگه جر اومدم😟

221 بازدید | 25 پست

کسی اینجا راجبه بچه داری میدونه من بچم رو از اتاق خودمون جداش کردم ۴ ماه پیش اون موقع آرای ۲ سالگی بود الان رفته تو سه سالگی هر شب از خواب بیدار میشه و گریه میکنه به خاطر همین مجبورم کل شب رو تو اتاقش بخوابم نمیدونم چیکار کنم دوباره بیارمش پیش خودم یا این روند رو ادامه بدم واقعا کلافه شدم

از منی که هنوز بچه ۷ سالم‌پیشم‌ میخوابه نپرس خواهر🥹🥲

داستان تو هنوز تمام نشده! تو خواهی خندید ، در جایی که قبلا گریسته بودی......🤍🤍🤍🤍گاهی جواب بدی آدما نه خوبیه نه بدی و نه حتی مثل خودشون رفتار کردن،جوابش فقط حذف اون آدماس😏

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بیارش پیش خودت از زمانی که عقلش کشید جداس کن.الان بچست گناه داره.روی روح و روانش اثر می‌ذاره در حقش ...

از یه طرف همین نظر شما رو دارم از یه طرف دوست دارم پسرم مستقل بار بیاد

کم کم خوب میشه منم بچم  تقریبا یک سال و نیم، دوسالش بود جداش کردم الان 5 سالشه عادت کرده فقط  باید کنارش بخوابم خوابش برد میرم اتاق خودم بعضی وقتا آب میخواد صدام میزنه بهش آب میدم 

هر چی سن شون میره بالاتر جدا کردنش هم سخته

اره خیلی.نمیدونم کی موفق‌میشم

داستان تو هنوز تمام نشده! تو خواهی خندید ، در جایی که قبلا گریسته بودی......🤍🤍🤍🤍گاهی جواب بدی آدما نه خوبیه نه بدی و نه حتی مثل خودشون رفتار کردن،جوابش فقط حذف اون آدماس😏

از یه طرف همین نظر شما رو دارم از یه طرف دوست دارم پسرم مستقل بار بیاد

اصلا نیارش پیش خودت من هفته های اول خودم و شوهرم پایین تختش میخوابیدیم تا به تختش عادت کنه کم کم ازش جدا شدم 

اصلا نیارش پیش خودت من هفته های اول خودم و شوهرم پایین تختش میخوابیدیم تا به تختش عادت کنه کم کم ازش ...

۴ ماه گذشته هنوز عادت نکرده تو این چهار ماه همش شبا بیدار میشه و گریه میکنه میترسم اعصابش بریزه به هم

من خودم یادمه خیلی کوچیک ک بودم مامانم منو برد ی اتاق دیگه جدا میخابوند 

من واقعا اون شبا میترسیدم 

حس میکردم هرچی سگ و گرگ و هرچی موجوده دارن ب من حملع میکنن جوری ک نصف شب پامیشدم میرفتم پیششون میخابیدم 

بنظرم بیارش پیش خودتون بمونه هنوز زود

ناشنوا باش وقتی کهـ به آرزوهای قشنگت میگن محالهـ...🪐
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108