دیروز با دخترم که دو سال نه ماهشه رفتم خونه مامانم وقتی برمی گشتم سه تا سگ واق واق کنان سمتم میدویدن اینقدر ترسیدم که فقط دخترم رو بغل کردم و دویدم تو این حین حتی گوشیم افتاد. نزدیک خونه مامانم دیگه من و دخترم هر دو زمین خوردیم. بازم دیگه یه ماشین اومد و سگ ها رفتند. وقتی رفتم خونه شلوارم پاره شده و زانو و دستام هم زخم شده.
بعداز ظهر استاد راهنما پیام داد تماس بگیر. زنگ زدم میگه موضوع خوب نیست عوضش کن بهش میگم استاد اینکه تو گروه تایید شد میگه خب برا پروپوزال عوض کن گفتم اونم که تصویب شد دیگه میخوام برم دنبال کارای اجرایی، حالا فهمیدم سر بی حواسی خانم پایان نامه ام با مشکل روبه رو شده.
یعنی تا شب که اومدم بخوابم یا لیوان شکستم یا دستم سوخت. امروزم اومدم سرکار آقاهه میگه پریروز در رو روی دفتر پیشخوان دولت که طبقه بالای ساختمان هستن بستی رفتی میگم از کجا بدونم اینا در رو بستن که مراجع نیاد. اصلا حالم بده ها بد....