عزیزم منم بشدت روی مادرشوهرم حساسم
درکت میکنم حال الانت رو
وقتی ی چیزی خیلی تکرار بشع ، مخصوصا از اینی م مادر شوهرته و این رفتارا روازش میبینی ولی بازم شوهرت بهشون خوب رفتار میکنه ، منم دلم میترکه و روکوچکترین رفتارش حساسم
همش خودخوری میشه ژ الان از ظهر ی طوری شده ک مدام تو ذهن منه عین کنه ک بیادش و بهش بگم
ینیاقد این آدم بی ارزش ، و رفتاراض میچسبع ب ذهنم و همه کل روزمو خراب میکنه
فقط خواستم بگم درکت میکنم ، خوبه شما حالا خونت جداس ولی من تو خونش دارن زندگی میکنم باهاش
منکه دارمه ذهنم نابود میشه ،فقطماز خدا میخام حالمو خوب کنه این وسواس فکری ک دچارشم نسبت ب این زنیکه از بین بره
توام سعی کن حرفتو بعد بهش غیر مستقیم روکسی دیگه مثال بزن و بگو تا تو دلت نمونه
و سرتو گرم کارای خونه کن و ذکر بگو تا یادت بره
و ب شوهرتم بگو در عوض
منم میگم و خودشم میدونه ، فقط میگه چکار کنم با حالت درموندگی ، منم میگم درد و دل میکنم باهات ک جبهه هم نگیرع