منم شب نامزدیم مادربزرگه همسرم یگ جوری اخم کرده بود نه یک لقمه شیرینی نه میوه هیچی نخورد
قبلش فامیلای همسرم خیلی مخالف بودن که بیان منو بگیرن
حالا رفتارشون باهام خوبه نمیدونم این از رو ظاهره یا باطنشون جور دیگس اما من کلا زیاد باهاشون رفت و امد ندارم
خدارشکرررر مادر شوهرمم اصصصصلا توقع که نداره هیچ مثلا بریم اونجا هم شاید سالی یک الی دو بار زود بلند میشیم از اونجا