با یه بنده خدایی دوست بودم خیلی جدی بود مثلا از این عشقم عزیزدلما که الان میبینم عوقم میگیره😂😂
خلاصه ۴ ماه گذشت هی این بنده خدا سرد میشد و دعوا میکرد یه شب یهویی یه پیام طولانی در حد یه تومار اومد رو تلگرامم یه دختر بود نوشته بود که آقا این پسره داداشیه منه و ۳ ساله میشناسیم همو و تو اومدی تو زندگیش و نشونم داد هر چی حرف زده بودم با این پسره ی خل مشنگ اسکرین گرفته بود فرستاده بود واسه دختره😂😂
دختره تازه سه سالم از خودم کوچیکتر بود ،برگشت گفت من به صلاح نمیدونم تو با این پسر باشی به هم نمیخورین و قسمت تو یه جا دیگه س😂😂😂😂
یعنی سمممممم ها سممممم😂😂😂😂😂 الان یادش میفتم خنده م میگیره