2777
2789
عنوان

طلاق

| مشاهده متن کامل بحث + 387 بازدید | 75 پست
اره میدونی‌من باید میرفتم و سرم ب سنگ میخورد تا ادم میشدم

یکی از بستگان دقیق پانزده سال منتظرموندتاخانواده ش قبول کنن شرایط همسرتون هم مثل شوهرشمابودمشکل اعصاب داشت هرکاری کردن این دخترآدم نشدمیگم پانزده سال اصرارکرداخرم بادعوابدون اینکه به کسی بگن عقدکردن به ماه نکشیدطلاق گرفت خانواده ش داغوون شدن اینقدرگفتن نکن نکن انگارنه میدیدنه میشنیدمیگفت فقط اون 

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

اخدا کنه  بابام‌‌خیلی ناراحته  میگ‌تو با اون موقعیت خودتو تو این سن بدبخت کردی و دیگ ارز ...

وا 

این چه حرفیه😐😐

مگه آدما کالا اند :// 

من یه دخترخاله دارم فوق تخصص زنان و زایمان داره فلوشیپه 

وقتی تخصص می خوند با یه استاد عمران دانشگاه شهید بهشتی به طور سنتی ازدواج کرد 

همه می گفتن وای چقد این آقا تحصیل کردست چقد همه چی تمومه 

ولی تو همون ماه اول اینقد دختر خالم رو کتک زد که دستش شکست . با دست شکسته می رفت عمل می کرد 

تو خونه حبسش می کرد همه ی پول هاش رو می گرفت 

به پزشک متخصص می گفت اجازه نمی دم بری سر کار 😐😐باید بری فلان جاتو عمل کنی که شبیه فلان بازیگر فیلم های سو..پر بشی !!! 

دختر خالم با کلی سختی ازش جدا شد و الان اینقد تو شغل و درسش موفق شده که همه ی بیمارستان های تهران دنبال اینن باهاش قرار داد ببندن و واسه کادرشون سمینار بذاره 

تقصیر ازدواج عاشقانه نیست تو سنتی هم ممکن بود همین اتفاق ها بیوفته 

بهشون توجه نکن و مثل همیشه قوی باش و بدرخش

🌙تا خدا هست؛ کسی تنها نیست...💕                                   داوشمی بمولا.  ولی اگه راه داره لایکم نکن .                             یک روز او می آید، از کوچه های باران................یامَهدی‌"عج"
وای من جرات نداشتم یه باز فحش داد بهم من گفتم خودتی اینقد زدم دستام بی حس بود

اگه یبار که زدشکایت میکردی دیگه جراتشو نداشت دوستانه بگم توپزشکی و آرزوی خیلیایی طلاقتوبگیرببین همه زندگیادعواداره منم یبارشوهرم دست روم بلندکرد درحدهل دادن ولی منم زدم زیرگوشش تابفهمه زن ومرد برابرند و دیگه گذاشت کنار بهرحال ازاونجایی ک توام تذکردادی ودرست نشده بهترین کارکنارگذاشتنشه اصلاهم به اندک خاطره خوبی داری باهاش فک نکن فک کن روزای بهتری درانتظارته

اره میدونی ناراحتم ک عمرم هدر رفت باورت میشه کل اعتماد بنفسمو گرفته اصلا نمیذاشت تنها برم بیرون

هیچ هدرنرفته یه تجربه ناموفقه انسانم جایزالخطاست درس عبرتی بشه برات باچشم بسته وازروی احساس ازدواج نکنی همه زن وشوهرااختلاف نظر دارن هیچکس زندگی کاملی نداره بحث بین همه هست ولی این مدل دعواهاوعصبانیت هابیشترازجنون وروان پریشی طرف میادتایک انسان سالم همه عصبانی میشن ممکنه کاراشتباه کنن ولی اقدام به قتل یاتهدیدبه قتل روادم سالم انجام نمیده مسلماازجنون طرف هست 

اخدا کنه  بابام‌‌خیلی ناراحته  میگ‌تو با اون موقعیت خودتو تو این سن بدبخت کردی و دیگ ارز ...

ارزش بایه عذرمیخوام هایمن نمیادپایین ولی خاطره های بدش همیشه باهاته مگراینکه اول روان درمانی کنی تابتونی باهاشون کناربیای وبپذیریش گذشته ها گذشته آینده ت مهمه ازدواج کردن آسونه ولی مهم اینه طرفت کی باشه سری بعدایشالابهترین وانتخاب کن به موقعش هم اقدام کن برای تخصص الان جسمت خسته س تخصص هم آسون نیست شیفتاودروس سنگین یه ذهن آروم وجسم سالم میخوادازخداوندبرای همه ی جوونامون آرامش و شادی و خوشبختی می‌خوام 

نمیدونم اخه بعضیا میگن تو همه زندگیا اینا هست در حالی من هیچوقت ندیدم اینو‌تو زندگی ارافیانم

نه عزیزم تو همه زندگیا نیست به خدا، من که ندیده ام

آدمای عجیبی تو این دنیا وجود دارن که حتی اگر بهشون خوبی بکنی، باز بدن ... .

اخدا کنه  بابام‌‌خیلی ناراحته  میگ‌تو با اون موقعیت خودتو تو این سن بدبخت کردی و دیگ ارز ...

ارزشت با یه بکارت پایین نمیاد , موفق میشی به خودت میرسی، آرزوی هر پسری میشه با تو ازدواج کردن

آدمای عجیبی تو این دنیا وجود دارن که حتی اگر بهشون خوبی بکنی، باز بدن ... .

تلخی عمر بشر،حاصل بی تجربگی ست..عیب نداره،تجربه شد برات،شاید لازم بوده این مشگلو از سر بگذرونی که بعدا قدر خوشبختی های اینده تو بدونی...توکل بر خدا،درسته اذیت شدی،ولی همینکه زود فهمیدی،همینکه یه فرد تحصیلکرده ای، خانوم دکتر جامعه ت هستی،هنوز راههای پیشرفتت بازه،و خونواده ت پشتتن،خدا خیلی دوستت داره،اصلا هم ارزشت پایین نیومده،ازدواج کردی،تفاهم نداشتین یا به هر دلیلی جدا شدین،کار خلاف شرع و عرف نکردی،بخدا یکی تو سن کم دو بار ازدواج کرد،بچه هم داشت،انقد بد اورد از ترسش جدا نمیشد،میگفت دیگه منو هیشکی نمیگیره و تنها میمونم با یه بچه جدا شد،شوهر سومش یه ادم با پرستیژ،پولدار،خونواده دار،اصیل و نجیبه،تا حالا یه بارم به روش نیاورده که دو بار ازدواج کردی،البته شوهرشم قبلا به بار ازدواج کرده جدا شده،جدا شدی،بهیچ عنوان با کسی که قبلا ازدواج نکرده و جدا نشده ازدواج نکن،با ادمی که شرایطتت مثل خودشه ازدواج کن،بعدا هم از سر تنهایی نری با هر نه نه قمری رابطه برقرار کنی،ارزشتو پایین نیار،وایسا یکی مثل خودت ادم حسابی و متخصص بیاد،الان تو موقعیتت جوری از شکننده بودنت سو استفاده میکنن و دام برات پهن میکنن،توروخدا دوباره اشتباه نکن

اگه یبار که زدشکایت میکردی دیگه جراتشو نداشت دوستانه بگم توپزشکی و آرزوی خیلیایی طلاقتوبگیرببین همه ...

وای نه روز اخر اژش یه ویس گرفتم وقتی داشت عربده میزد ک مستند داشته باشم دوریبن خونه هم تصویرشو ک داره وسایلمو پرت میکنه گرفته

تلخی عمر بشر،حاصل بی تجربگی ست..عیب نداره،تجربه شد برات،شاید لازم بوده این مشگلو از سر بگذرونی که بع ...

اره واسه این‌میخوتم تخصص توی شهر خودمون بخونم ک خونه بابام باشم ک یه وقت تنهایی بم فشار نیاره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792