2777
2789
عنوان

طلاق

| مشاهده متن کامل بحث + 387 بازدید | 75 پست
روی برگشت نداشتم خیلی جلوی خانوادم بخاظرش استادم

کاریه که شده گلم .ادامه این زندگی بدترازشروعشه به خداتوکل کن ایشالاکه خیره شایداگه ازدواج نمی‌کردی بااین اقاتااخرعمرافسوس میخوردی که چرانذاشتن الان دیگه خودت دیدی ادامه ش خیلی اشتباهه به خصوص که اخرمجبوری یه بچه بیاری گناه داره اون بچه الان تنهایی راحتی غصه بچه رونمیخوری 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیز من شما که پزشک مملکتی خیلیم خانومی کردی تااینجا تحمل کردی اگه بچه داری و بچتوخفه کنه چی هنوز که ...

افرین همسشه از ترس ک بلای سرم‌نیاره سکوت میکنم مث یه حیونن رفتار یککردباهام‌

بهش میگفتم بریم مشاوره میگف تو‌روانی هستی

نمیدونم اخه بعضیا میگن تو همه زندگیا اینا هست در حالی من هیچوقت ندیدم اینو‌تو زندگی ارافیانم

من خودم شوهرم عصبی و گیر هست 



هیچی بدتر از یه مرد عصبی نیست ،،،،ادم کنارش آرامش ندارع

داعم باید استرس برخورد و عصبی شدنش رو داشته باشی 


نه والا تو کدوم خونه ای داعم کتک کاری و دعوا و داد و خفه کردن هست !!!

منظورم قبل ازدواج عزیزم انگارعیبای طرف ونمیبینن بعدکه رفتن توزندگی تازه چشمشون بازمیشه خیلیارودیدم م ...

اره میدونی‌من باید میرفتم و سرم ب سنگ میخورد تا ادم میشدم

این دیگه مشکل مشاوره ای نداره  رسما بیمار روانیه  جونت رو بردار بیا بیرون . مهریتم بگیر ...

اخدا کنه 

بابام‌‌خیلی ناراحته 

میگ‌تو با اون موقعیت خودتو تو این سن بدبخت کردی و دیگ ارزشت خیلی اومده پایین😭

اگه واقعا مشگلات همیناس که میگی،و تو مقصر نیستی،لطفا تا این بنده خدا یه بچه نذاشته دامنت ،توام بخاطر ...

افرین بهش گفته بودم هیچوقت بچه نمیارم ک قربانی بشه مث‌خودم

دعا کن تخصص قبول شم 😞

تخصص هم قبول نشی الان هیچ ایرادی نداره به هرحال حال روحیت بده هنوزبذاریکم بگذره آرامش برگرده توجسم وروحت بعدشروع کن برای تخصص موفق آری اونموقع تاالان که همه جسم وروحت خسته س وترس واضطراب داری من خودمم کادردرمانن استرس کاردرمان وباتمام وجوددرک میکنم که میگمت قبول نشی هم مهم نیست درمان خیلی سخته 

من خودم شوهرم عصبی و گیر هست  هیچی بدتر از یه مرد عصبی نیست ،،،،ادم کنارش آرامش ندارع د ...

وای دقیقا تو میفهمی چ حسی داره صدای پاش ک میومد میترسیدم میگفتم الان میخواد دعوا کنه

افرین همسشه از ترس ک بلای سرم‌نیاره سکوت میکنم مث یه حیونن رفتار یککردباهام‌ بهش میگفتم بریم مشاوره ...

مسلما روانی اونه منم چنبارباشوهرم دعوام شد اول میزدبه شارلاتان بازی منم رو دست خودش زدم الان خیلی ریلکس میادمیشینه مشکلشوحل میکنه 

تا بچه ندارین جدا شو.خیلی اوضاعش خرابه.

هر چی بیش تر می گذره،بیش تر به این شعر می رسم که می گه:غرض رنجیدن ما بود از دنیا که حاصل شد....  //خدا گر پرده بردارد ز روی کارِ آدم ها....چه شادی ها خورد بر هم....چا بازی ها شود رسوا....یکی خندد ز آبادی....یکی گرید ز بر بادی....یکی از جان کند شادی....یکی از دل کند غوغا....چه کاذب ها شود صادق....چه صادق ها شود کاذب....چه عابد ها شود فاسق....چه فاسق ها شود عابد....چه زشتی ها شود رنگین....چه تلخی ها شود شیرین....چه بالا ها رود پایین....عجب صبری خدا دارد که پرده بر نمی دارد!! //سر بر شانه ی خدا بگذار،تا قصه ی عشق را چنان زیبا بخواند که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت،به رقص درآیی،قصه ی عشق،انسان بودن ما ست!!//
تخصص هم قبول نشی الان هیچ ایرادی نداره به هرحال حال روحیت بده هنوزبذاریکم بگذره آرامش برگرده توجسم و ...

اره میدونی ناراحتم ک عمرم هدر رفت

باورت میشه کل اعتماد بنفسمو گرفته اصلا نمیذاشت تنها برم بیرون

مسلما روانی اونه منم چنبارباشوهرم دعوام شد اول میزدبه شارلاتان بازی منم رو دست خودش زدم الان خیلی ری ...

وای من جرات نداشتم یه باز فحش داد بهم من گفتم خودتی اینقد زدم دستام بی حس بود

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792