من ديگع كم اووردم ٢٩سالمه سنم رفته بالا
مجردم
از مامان بابام بدم مياد هم زشتن هم تو سري خور ساده هم بي سواد
هم بي پولللل
كلي هزينه انداختن گردن من
منم تنهايي نميتونم
هيچكس مارو تحويل نميگيره
اقوام كسي با من دوست نميشه
ديگه هميشع تنها ميگردم يا مدام يجا تنها نشستم
مامان بابامم همينطور
هرروز دارم گريه ميكنم
دوس دارم زندگي تموم بشه
بريدم