تنگی نفس گرفتم از ناراحتی شاید بخندین ولی فکر میکنم چقدر حیفه بمیرم اصلا دوس ندارم بمیرم خیلی کارا مونده هنوز انجام بدم..فردا میخام برم از داداشای نامردم شکایت کنم بلکه بزارن برم ب پدرم برسم مریضه شیمیدرمانی میشه من اللن باید پیشش باشم ولی نمیزارن. ینی خدا می بینه این چیزارو یا نه چقد صبرش زیاده؟
سوال درباره کوهنوردی و صعود ب قله دماوند داشتید خوشحال میشم راهنمایتون کنم