اومدم سوله مواد غذایی واسه دوست بابامه
پسرش اینجا بود
بابام با باباش داشت حرف میزد
این پاشد رفت از کارتنا یه چیپس دراورد داد ب من گفت بیا خانوم اینو بخور
من تو ماشین داشتم تخمه میخوردم پیاده نشدم😂انقد خجالت کشیدم چرا اخه اینکارو کرد
چ خوشتیپم بود وای
درو ک خواست ببنده شل بست بعد دوباره برگشت دوباره باز کرد بعد بست
عاشقم شده یا من حبیب شدم؟🤣