خواهرم ازالمان نذرگوسفند داشت گفته بودن برا من میفرستن بکشیم بداریم تویخچالمون بعد امروز پدرم زنگ زد گفت که به یک نفر سپردن گوسفند رو کشتن بریم یک ران گوسفند برامون گذاشتن بریم بگیریم.منم اشکم در اومد از اینکارشون خدافظی کرد فوری
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
پول قراربود بفرستن برای ما اینجا قربونی کنیم بداریم تو یخچالمون ولی امروز زنگ زد پدرم گفت که برای فلانی پول فرستادن و گوسفند رو کشتن ازالمان به ایران پدرم پول فرستاده.