بعد ۸سال بلخره کندم و رفتم
قبلا گفته بودم که این چند سال با پسری در ارتباط بودم که خانوادش از همون اولم چون من همشهریشون نبودم منو نخاستن و مخالفت کردن و چون تو شهرشون دانشجو بودم حس خوبی ب دانشجو ها نداشتن و البته دوستای پسره هم از رو حسودی رفته بودن ب خانوادش چرت و پرت گفته بودن
بازم من این چند سال پاش صبر کردم و هی هر روز گفتمش درست کن همه چیو و بجنگ و بیا خواستگاری اونم تلاش کرد ولی ۴ماه پیش اومد بهم گفت اصلا راضی نمیشن مخصوصا خواهراش و سر من همه خانواده بهم ریختن
و بهم گفتت وقتی نمیان دیگه من چیکار کنم
منم دیگه جوابش ندادم چند روز بعد استوری گذاشتم اومد یه چی فرستاد منم بهش گفتم برا چی بهم پیام میدی و بسه هر چی این چند سال سر کارم گذاشتی و بشه هر چی ابرومو بردین تو که رفتی پس کلا برو
گفتم دیگه هی چی زندگی من به تو مریوط نیست و دیگه حق نداری زنگم بزنی و پیام بدی
دیگه اونم اصلاااا بدون هیچ حرفی رفت....
الان ۴ماه شده ولی هنوز داغونم
۸سال خیلیه😓😭