1234qwe مدیر عضویت: 1401/05/12 تعداد پست: 2678 عنوان ایییی کمک | مشاهده متن کامل بحث + 346 بازدید | 31 پست نه صبحانه خوردم نه نهار حوصله مادر شوهرپو نداشتم بیرون نرفتم از صبح فقط چندتا ترشی تو اتاقم داشتم از اونا خوردم دندونام یجورین نمیدونم زبونم میزنم یجوری میش چیکار کنم بنظرتون ؟؟؟؟؟ 1401/08/04 | 16:14 1 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
1234qwe مدیر استارتر عضویت: 1401/05/12 تعداد پست: 2678 خب منم 13 ساله با مادرشوهرمو خواهرشوهرام و برادرش هرم وپدرشوهرم زندگی میکنم ازشون خوشمم نیاد کاری نم ... بخ ا اخلاقش بده ظهر غذا درس کردم گفتم بزار اونا بخورن بعد من میرم میخورم رفتم دیدم خودشو برادر شوهرم غذا خوردن بقیشم ریخته دور
elahesong عضویت: 1400/10/24 تعداد پست: 17256 نمیدونم چرا اینطوری مسواکم زدم خوب نشد میخوای برو دکتر شاید جرم داره
danisaf عضویت: 1401/07/07 تعداد پست: 1120 البته ظهرم رفتم دیدم خودشو پسرش غذا خوردن بقیشم ریخته دور دیگه هیچی نبود بخورم مقصر خودتی. باید یاد بگیری از حقت دفاع کنی چند سالته؟
بیکاروبیعار۲ عضویت: 1401/07/11 تعداد پست: 34469 دندونات ساییده شدن تیر میکشن حتما. ب مرور خوب میشه ولمون کن
mahisefid عضویت: 1398/02/23 تعداد پست: 7101 با معدم درد نمیکنع دندونانه نمیدونم چرا اینطوری بخاطر ترشی خوردن حساس شده
seacoral عضویت: 1401/07/03 تعداد پست: 588 ننیدونم بگم چجوری دندونام بهم میخورن یجوری میشه انگار دندونات كند شدنمسواك بزن
4156 عضویت: 1400/11/27 تعداد پست: 3622 بخ ا اخلاقش بده ظهر غذا درس کردم گفتم بزار اونا بخورن بعد من میرم میخورم رفتم دیدم خودشو برادر شوهرم ... خب تو هم منشستی میخوردی بعدم میرفتی تو اتاقت زیاد بهشون اهمیت نده همه مادر شوهرا اینجورین چرا جدا نمیشی سکوت سرشار از ناگفته هاست
1234qwe مدیر استارتر عضویت: 1401/05/12 تعداد پست: 2678 مقصر خودتی. باید یاد بگیری از حقت دفاع کنی چند سالته؟ ۱۷
1234qwe مدیر استارتر عضویت: 1401/05/12 تعداد پست: 2678 دندونات ساییده شدن تیر میکشن حتما. ب مرور خوب میشه اره
1234qwe مدیر استارتر عضویت: 1401/05/12 تعداد پست: 2678 خب تو هم منشستی میخوردی بعدم میرفتی تو اتاقت زیاد بهشون اهمیت نده همه مادر شوهرا اینجورین چرا جدا نم ... اول اونا ۷ونه نبودن بعد برکشتن من نفهمیدم رفتم دیدم غذا شونو خوردن بقیشم دور ریخت اون با صدای برادر شوهر گفت به مامانش چرا ریختیش دور اونم گفت خراب میسه کی میخوره برادر شوهرمن گفت .....چی گ۴ت حتما خورده بعد اومد در اتاق گفتش غذا خوردی گفتم الان میام سفره نیندازم بخوریم اونم گفت ما خوردیم مامانم فکر کرد تو خوردی ریختش دور منم گفتم اشکال نداره گشنم نیس اونم رفت یکم جر بهث کردن فکر کنم بابمامانش بهثش شد منم دیکه زیاد حالم خوب نبود نرفتم بیرو