با هزینه پدرم جشن نامزدی و عقد گرفتیم اونم متاسفانه سنگ تموم گذاشتم ازطرف شوهرم هیچکس شاباش ندادیعنی داد اما دوتومنی یا نهایت پنج تومنی ولی از طرف من زیر ده تومن ندادن مادرشوهرم فرموده بود با شاباشاتون النگو بخرین واسه عروس خلاصه با پول های خودم برام النگو خریدن اما به اسم هدیه دادن خودشون تموم شد..
اخه من خیلی خودم دوس داشتم عروسی بگیریم ولی عروسی گرفتن چ عروسی چون تو ی شهر دیگه ازدواج کردم خوانوا ...
وقتی خانوادتو دعوت نکردم خودت چرا رفتی داخل تالار😑😑😑
دلیل حال بدمافقط خودمان هستیم💔مقصر اصلی این روز ها ی دلگیر،شب های دلتنگی اعصاب داغون،بی اعتمادی هاباورکنید فقط خودمان مقصریم💔همه مایک روز یک ساعت،یک لحظه گول احساساتمان راخورده ایم و آدمی اشتباه را وارده زندگیمان کرده ایم!آدمی که اگر پای عشق و علاقه ای در میان نبود حتی لیاقت یک سلام و احوالپرسی ساده را با ما نداشت...چه برسد به این همه احساسات از من به شما نصیحت💔در هر کجای رابطه اتان که هستید، اگر آدمتان اشتباست،اگر هرشب پیش بینی دعوای فردایتان را میکنید اگر برای گناه نکرده اتان تاوان پس میدهید اگر حتی لحظه ای,خیال رفتنش به سرتان میزندحذفش کنید
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
نه دیگه میگم باشاباشا طلا خریدن هدیه دادن تو جمع اعلام کردن این النگو هدیه عقد
واس من سرویس طلارو شوهرم بیچاره خودش خریده بود بخاطره همون شوهرم خودش انداخت گردنم تو جشن عقدم حالا بعد از دوسال اون مادرشوهر عفریتک ولم نمیکنه میگه چرا علی سرویسو نداد من بندازم گردنت
جالب تر این که یه عروسی با کلی که مادرشوهرم زورش اومده بود گرفتن اصلا ۱۰۰۰تومن از کادوهامو ندیدم و جالب اینکه یاد شوهرم داده بودن نگو چقدر جمع شده و نگفت.سر عقد چه تالارو تشکیلات و پذیرایی گرفتم از طرفشون هرکس کادو داد خواهرش همه رو کرد تو کیسه گذاشت کیفش برد
جالب تر این که یه عروسی با کلی که مادرشوهرم زورش اومده بود گرفتن اصلا ۱۰۰۰تومن از کادوهامو ندیدم و ج ...
اونا خودشون شعور نداشتن شوهرت باید ازش میگرفت شوهرت نگفت خودت یا مامانت باید میگرفتین ازش کادو های عروسی منم مادرشوهرم برداشته بود نمیداد بزور خواهرم ازش گرفت ب شوهرمم گفتم نگو چقد شده شاباشا نگفت