2777
2789
عنوان

جاریم

329 بازدید | 17 پست

دیشب عروسی فامیل شوهرم بود فامیل جاریمم میشد بچه برادرجاریم . 

بعد من مادرشوهرمم فوت کرده خواهرشوهرامم خیر شر نبودن جاریمم با خواهرا زنداداشاش دو تامیز نشسته بودن منم رفتم سمت میزشون اخه کسی رو نمیشناختم .

 جاریمو بچه هاش نزاشتن میگفتنجا نداریم 

 برو یه جایه دیگه بشین

 قبلا برام مهم نبود این رفتاراشون میرفتم پیش خواهرشوهرم میشستم ولی اینبار هیچکی نبود منم هیچکسو نمیشناختم 

با ناراحتی رفتم تو یه میز ته ته  تنها نشستم 

همه ام میگفتن این کیه این کیه 

ولی بعدش دیدم نمیشه اونا خوشحالن الان من اینجا با ناراحتی نشستم 

به روم نیووردم اصلا   رفتم 

 سر میز زنداداشایه جاریم 

با اونا میرقصیدم

  اخه با اونا بهترم 

جاریمو دختراشم داشتن سکته میکردن چپ چپ بهم نگاه میکردن 

خواهرایه جاریم طوری قیافه گرفته بودن مثلا صاحب مجلس بودن

  که چی بشه واقعا مثله ملکه ها نشسته بودن چند بار سلام کردم جوابم ندادن 

واقعا چرا  بعضیا اینجورین چرااااا

  خرده برده ایم با هم نداشتیم 

از دیشبه تو فکرم چرا

 دلم میخاد کاراشنو تلافی کنم چون دارم میترکم چجوری تلافی کنم اونا که نیازی بمن ندارن  بهم بگین 

اینم بگم با جاریم یه ساختمونیم با این مدل برخوردا چجوری برخورد کنم بهتره 

روزایه دیگه با من خوبن ولی وقتی ۴ تا ادم دورشون بودنی قیافه میان  منم متنفرم از این مدل برخورد 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

الان دیگه نمیتونی کاری کنی همون دیشب باید تو سالن میگفتی چیزی شده انگار ناراحتی. قیافتون یجوریه ب خواهراشم ب شوخی میگفتی وندبار سلام کردم فکر کنم نشنیدید ماشالله سنی ندارید ک از الان گوشتون سنگین شده میخندیدی میرفتی

اول اینکه ماجرا رو خیلی مختصر و مفید و بدون ناراحتی برای شوهرت خیلی عادی تعریف کن پسر آخر بگو ازشون انتظاری نداشتم بامن این رفتار رو بکنم منم برای احترام رفتم وگرنه مادرشوهرش تازه فوت شده بود نمی‌رفتمپیش شوهرت به منتی هم بزار 

بعد دیگه باجاری صمیمی نباش یکم باهاش معمولی وسرد رفتار کن تا حساب رفتارش دستش باشه



ببین تا میتونین خوش باش اصلا هم محلش نده 

یوقتایی ک از سر تنهایی میاد پیشت سکوت کن و بی محلش کن 

از اتفاق خوب کردی رفتی رقصیدی و خوش گذروندی 

همیشه یجوری رفتار کن ک اصن بهش احتیاجی نداری و بود و نبودش مهم نیس

باهاشون سرسنگین باشه همین لازم نیست کاری انجام بدی خودت رو بی تفاوت نشون بده اما آفرین که تنها ننشست ...

دیشب صورتمو با سیلی سرخ نگه داشتم احساس میکنم یه پله بزرگتر شدم چون من ادمی به شدت متکی به بقیه بودم 

دیشب صورتمو با سیلی سرخ نگه داشتم احساس میکنم یه پله بزرگتر شدم چون من ادمی به شدت متکی به بقیه بودم ...

آفرین این خودش یه پیشرفت هست هیچ وقت توی زندگی به کسی وابسته و متکی نباش 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

معشوق

karoooo | 1 دقیقه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   آهو1957  |  6 ساعت پیش
توسط   aypari  |  8 ساعت پیش