خب ما تو یه گروه آشنا شدیم دقیقا وسطای شهریور بودش بعد اومد پیشنهاد داد و این داستانا که بعد مدتی قبول کردم دو بار همو دیدیم و هیچوقتم دعوا یا بحثی نداشتیم خلاصه از همه نظر باب دلم بود یه شب هی می گفت میخورمت و.. اینا منم گفتم مثه بعضی دخترا نیستم خط قرمزا رو رد نکن لطفا اونم گفت باشه شب خوش خوشحال شدم این مدت باهات بودم منم که اینقددد تعجب کرده بودم گفتم چی ینی چی اونم گفت همه چی تموم منم گفتم امیدوارم این چیزی رو که برا من میگی برای خواهرتم بگی بای نظرتونن
راستش اون کار اشتباهی نکرده بود فقط مدلِ تو اینجوریه و اونم خب نخواسته باهات بمونه اصلا و ابدا نمیتونی سرزنشش کنی منتظر بمون تا سنتی ازدواج کنی چون توی رابطه عاطفی این حرفا هست و طبیعی هم هست
کلا ۹۰ درصد کراشا بری بهشون بگی من ازت خوشم میاد فردا میگه بخورمتو فلانت کنم بعد میفهمی که با ...
من گفتم خودم پیام دادم؟؟؟
خودش هر عکسی میزاشتک ریپلای میکرد همین باعث شد ازش خوشم بیاد من همیشه دنبالم بودن و من کم محلی میکنم ولی متاسفانه تا یکم بهشون رو میدم یا غیب میشن یا هم منحرف
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
عالی گفتی این ادماییم ک تو تلگرام و این گروها هسن ادمای درستی نیسن
یکم اولش مثله اونا نبود فرق داشت ۲۴ سالش بود لیسانس روانشناسی داشت و اینا ادم محترمی بود اولش از اول گفتم من برا این کارا نیستم اگه دنباله اینایی از الان رل نمیزنیم گفت نه اگه موضوع اینا بود که آدمایی مخصوص اینا هستن که تن فروشی می کنن و من خودتو میخوام و این گونه شد که خر شدم ولی خداروشکر زود جمعش کردم😅
خب چند وقت بود باهم بودیم؟؟دو بار دیدن خیلی کمه چقد زود میخاسه بره سر اصل مطلب چند سالتونه
اصلا یارو پروو بود خبر نداشتم فک کردم آدم حسابیه تو دیتم زل میزد تو چشات می گفتم خدایااا این پاداشه کدوم کاره خوبه منه😂 تقریبا دو ماه میشد که باهام بودیم از شهریور تا دیشب بعد اختلاف سنی مونم زیاد بودش اون ۲۴ من ۱۶ و شش ماه خلاصه میگفت که من تا ابد منتظرت میمونم هر دانشگاهی رفتی میامو و از غلطاا😂
همین نیست خب همش میگفت همه وجودت ماله منه همه جاتو میخو..رم دانشگاه قبول شدی منم میام باهام زندگی میکنیم باهم میخوابیم کلا احساس میکنم به فکر اینا بود از اول
بابا من فک کردم هست آدم کتاب خون و درس خونی بود دانشگاه و ایناش اونجوری که میگفت من چ میدونم در اولی ...
ببین من کل رفیقام جنس مذکرن کلا تو محیط مردونه بزرگ شدم از مثبت ترین تا منفی ترینشون همه پسرا دوس دارن ازین حرفا بزنن تو دوستی حالا بعضیاشون خیلی واردترن که میذارن دختره عاشقشون بشه هرچی خواستن بگه باشه حالا بعضیام نا واردن مثل همین پسره ، مخصوصااا ازاین پسر ساده معصوما درس خون بیشتر بترسس🤣👌🏻
عزیزم راستش اون کار اشتباهی نکرده بود فقط مدلِ تو اینجوریه و اونم خب نخواسته باهات بمونه اصلا و ابد ...
نه اصلا ازدواج سنتی پسند یا تفکرم قدیمی نیست بغل یا بوس تو رابطه دختر پسر وجود داره ولی این که اون ۲۴ سال و من ۱۶ ازم انتظار رابطه داشت و میگفت من ینی باید تا پنج سال دیگه خودمو نگه دارم و.. کلا بحث و به بدنم میکشید واقعا غلطه در هر رابطه ای فقط خودم نه
بعد قرار اولمون خیلی رمانتیک و اینا بود هی می گفت خال رو گونه ت چ قشنگه بعد قرار دوممون که تازه قرار بود بره سربازی گردنبنده صلیب که گردنش بود رو بهم داد من گردنبند خودمو بهش دادم دیگه هیچ پیامی نمیده چجوری گردنبندو بهش برگردونم