دیروز عقد برادرشوهرم بود گفته بودن محضریه، منم هفته قبل عقد همش خونه مادرشوهرم بودم، یک کلمه نگفتن که بزن برقص و لباس درآوردن هست و اینا، حتی جمعه وسط حرفم به خواهرشوهرم گفته خوبه عقد محضریه پیراهن نمیخریم بازم نگفت که نه میپوشیم، رفتیم عقد و خوندن یهو گفتن پرده رو بکشید خانوما لباساشونو دربیارن، به مادرشوهرم گفتم چرا بهم چیزی نگفتین؟ گفت لباست خوبه دیگه،😐 فک کنین خودش پیراهن مجلسی دوخته به من میگفت شومیزت خوبه مانتوتو درار، همه رفته بودن آرایشگاه پیراهن مجلسی پوشیده بودن منم با مانتو و شال نشسته بودم خودشم منی که حتی تو مراسمات غریبه خیلییی دوس دارم شیک باشم چه برسه عقد برادرشوهرم الآنم از ناراحتی خوابم نمیبره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
کارشون خیلی اشتباه بوده ولی ارزش نداره انقد خودتو ناراحت کنی
اخه باید تو جمع میبودی، فک کن همه لباس درآوردن دارن میرقصن من خشکم زده بود با مانتو و شال نشسته بودم. منی که دوس دارم همه جا آراسته برم ... اصلا نمیتونم توضیح بدم چه حس بدی داشتم
عزیزم بهش فک نکن ولی خب هر جور برات مراسم گرفتن برا برادر شوهرتم اونجوری میگرفتن دیگه مگه بعد عقد خودت بزن و برقص نبود ؟ باید خودت میدونستی دیگه لازم نبود اونا بگن که