یه داستانی میخوام تعریف کنم بهم بگید مقصر کیه و درصد هارو بگید
یه دختری ازدواج میکنه خانواده سطح بالا داره ولی با مردی ازدواج میکنه که ۱۴ تا سکه به نامش میزنه ولی قول میده به خانواده دختر که ۳ دنگ خونه به نام زنش بزنه بعد از خطبه بعد که خطبه خونده میشه دیگه دنگی زده نمیشه و تموم میشه تا زمان قبل ازجهاز چیدن خانواده دختره میگن که به دامادشون به نام زنت بزن میگه نه و دختره به جای اینکه از اون مرد دلخور بشه خانواده رو خونه رو ترک میکنه و میره پیش شوهرش و پیش شوهرش دو سه روز میمونه و حالش رو به حال بدی میزنه و بعد میاد خونه خانوادش بعد خانواده هم جهیزیه رو میدن کامل و میگن خوب سیاهه میگه نه دهاتی بودنه و اینا درصورتی که شوهرش گفته بوده سیاهه باشه امضا نمیکنم و بهم میزنم
عروسی میکنن ولی چه عروسی فقط خانواده خودش رو مادر پدر خواهر برادر ها همین نه آرایش درست نه عکس و فیلم درست دو ماه بعد از عروسی دختره یه باره داماده میپره به خواهر زنه و لبشو میبوسه خواهر دختره به خواهرش میگه و خواهره میگه والا شوهرم تو رو به چشم خواهر خودش میبینه و اصلا قصد بدی نداره ولی تو به مامان بابا نگو اونا پیر هستن و بد برداشت میکنن و باعث بهم خوردن زندگیم میشه
شوهر خواهره به خواهر زنه پیام میده که رفیق دار شدم خواهر دار شدم و میگفته چه لپایی و اینا و یه سری پیام ها کمی منحرفی که خواهر زنه میگه پیام نده سین نمیکنم جواب نمیدم اینجوری پیام بدی دیگه نمیده ولی به خواهرش نگفت
دو سه ماه بعد شوهر خواهره باز لب خواهر زنشون و لپشو میبوسه و خواهر زنه به خواهرش میگه باز خواهره همونا رو تکرار میکنه ولی اینبار میگه که باور کن دوست داره به عنوان خواهر دید نداره خواهرش و اینا و به شوهرش میگه جلوی خودم خواهرم رو لپو ببوس و دستشو بگیر من بهت اعتماد دارم و به خواهرش هم میگه شوهرم رو ماساژ بده ولی مامان بابا چون پیر هستن نفهمن
شوهر خواهره و خواهر زنه باهم پیام میدادن پیام های داماده یه جوری رفیقانه ولی جواب دختره سنگین ولی شوخی لابه لاش میکرده
تا اینکه دو سه ماه بعدش شوهر خواهره به خواهر زنه میگه میل جنسیم زیاده و یه دارویی برام پیدا کن خواهر زنه به خواهر ش میگه که بگو به من چه ربطی داره ولی خواهره میگه با تو راحته خواهرش و اینا دو سه روز بعدش میره خونه خواهرش شوهر خواهره به خواهر زنه تعرض و دست درازی میکنه ولی تجاوز رابطه جنسی صورت نمیگیره و میگه هیس خواهرت نفهمه دختره دیگه میفهمه که اصلا دید برادری خواهری نداره دیگه تموم میشه ولی نه به کسی چیزی میگه نه تو ظاهر نشون میده که با این به مشکل برخورده که
اون فرد میگه بخاطر اینکه خواهرش بارداره آخر ماه ۸ بوده نگفته نشون نداده تا اینکه خواهرش زایمان میکنه و دادماده برمیگرده به خواهرش اینم یه دفعه سکوتش رو میشکنه که چقدر تعرض شده و خواهرش و شوهر خواهرش میگفتن دید نداره و برای بار آخر فهمیده که دید داره
حالا مشکل از کیه کی مقصره
من میگم همه شون ولی اول از همه مرده چون مرده حتی خواهر زنه بد هم باشه نباید دست بزاره روش
دوم زنه که اینقدر بت ش شوهرش بود و اینجوری کارای شوهرش رو لاپوشانی میکرد
سوم خواهر زنه ولی خوب خواهرزنه به خواهرش که بشه زنه مرده گفت