الان ۳سال و ۷ماهشه.تا ۸، ۹ماهگی عادی بود ولی بعدش بی تفاوتیش به محیط اطراف و اینکه به هیچ عنوان نمیخندید، عجیب بود برامون. یک سالش بود که زنداداشم فهمید. یادمه زنگ زد به من کلی گریه کرد و گفت من حس میکنم بچم اوتیسمه؛ گفتم رو چه حسابی اینو میگی؟ گفت اصصصصلا تو چشمام نگاه نمیکنه، هرکاری میکنم بهم توجه نمیکنه. یکسالشه هیچی یاد نگرفته حتی یه دس دسی که همه بچه ها تو ۷، ۸ماهگی یادمیگیرن. هیچ جایی بجز خونمون نمی مونه، همش گریه میکنه. فقط صبح تاشب زل میزنه به تلویزیون و یه برنامه تکراری رو میبینه. یه حرکت و هزار بار تکرار میکنه. وخلاصه خیلی چیزای دیگه
میگن مستی گناهه، به انگشت ملامت. باید مستارو حد زد، به شلاق ندامت🖤 سبوی ما شکسته، در میکده بسته💔 امید همه ی ما به همت تو بسته. به همت تو ساقی، تو که گره گشایی🕊
الان ۳سال و ۷ماهشه.تا ۸، ۹ماهگی عادی بود ولی بعدش بی تفاوتیش به محیط اطراف و اینکه به هیچ عنوان نمیخ ...
من همون موقع بهش گفتم حالا که انقدر زود فهمیدی ببرش دکتر و درمان و شروع کن. اما زنداداشم تا نزدیکای سه سالگیش نبردش دکتر. هردفعه یه چیزی رو بهانه کرد. یه بار گفت باید دوسالش بشه بعد ببرم. یه بار گفت اصلا اوتیسم نیست. یه بار گفت پسر بزرگم درس داره، با اون کار میکنم وقت ندارم. ازاین دلیلای مسخره...ماهم نمیتونستیم زیاد اصرار کنیم، ناراحت میشد. تا اینکه بالاخره سه سالگی بردش دکتر و تشخیص دادن اوتیسمه ودرمان و شروع کردن. تو این ۷، ۸ ماه این بچه از زمین تا اسمون فرق کرده. خیییییلی بهتر شده. فقط هزاران افسوس که از همون یکسالگی نبردنش
میگن مستی گناهه، به انگشت ملامت. باید مستارو حد زد، به شلاق ندامت🖤 سبوی ما شکسته، در میکده بسته💔 امید همه ی ما به همت تو بسته. به همت تو ساقی، تو که گره گشایی🕊
شیر غذا نمیخوره یه چیزیو بخواد تاکید میکنه باید بهش بدیم میگه مامنه مامنه با گریه یعنی مال منه بدین بهم میگم بشین میشینه دستتو بده میده ولی بازم مشکوکم بهش چون خیلی گریه میکنه