باغبون اومده بود درختامونو ببینه منم خواب بودم نمیدونستم باغبون تو حیاطه دیدم شوهرم تو حیاط رو صندلی مظلوم نشسته با تاب و شرتک رفتم تو حیاط گفتم سلام عشقم چرا تنهانشستی به چی فکر میکنی؟ 😂یه دفعه شوهرم چشاش گرد شد رنگش پرید سریع اشاره کرد برو تو باغبون تو حیاطه اومدم تو خونه غش کردم از خنده😂😂