2777
2789

من یه بار میخواستم با یکی از آشناها حرف نزنم از دور دیدم داره میاد الکی گوشیم گذاشتم جلو گوشم ادا تلفن حرف زدن دراوردم که بگذره بره، همون موقع گوشیم جلو گوشم شروع کرد زنگ خوردن

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

براذرشوعرم دامن پوشید یکم ماروخندوند موقعی که خاست دربیاره با مسخره بازی دراورد دامن شلوار شو رت باهم دراومدن 


خواهر برادری همه جمع بودیم😂

مادر خوبی نداشتم سعی میکنم مادر خوبی واسه دخترم باشم❤️😁🥺  

تو اپارتمانمون همسایه روب رویمون دیدم ی گل گذاشته منم هر روز ب اون گله آب میدادم بعد تقریبا یک ماهی می‌شد دیدم همسایمون اومد گفت این گله مصنوعیه😀😀😀🤭منم گفتم اره میدونم من کنارش یکم دونه پاشیدم ببینم در میاد یا نه ولی فک کنم فهمید من دارم الکی میگم😂

من تو دانشگاه که بودم یه همکلاسی داشتیم که استاد درس خواهرم برای یه رشته دیگه هم بود تو همون دانشگاه و منم نمیدونستم خلاصه یه بار از یه کلاسی رد شدم خواهرمو دیدم توش و دوستاش و همکلاسی خودمم بود پریدم تو کلااس گفتم سلاااااااااااام جطوووورید که دیدم همه شون دارن اشاره میکنن استااااد استااااد سرکلاسه🤣🤣🫠 تازه اونجا فهمیدم استادم هست همکلاسیم و اونم خدا خیرش بده چیزی نگفت منم رفتم بیرون🤣🤣🤚🏻 

توی حیاط رو یه‌ چارپایه بلند که وسطش خالی بود موکت گذاشته بودن همینجوری که بعد برش دارن من نمی دونستم،مهمان هم داشتیم همه توی حیاط بودن منم میخواستم با هیجان به جمع ملحق شم از داخل با سرعت دویدم پریدم نشستم رو چارپایه😐دولا رفتم‌ پایین😶همه منهدم بودن از خنده ولی دلشون سوخت نجاتم دادن😁

نترس و غمگین نباش،که ما تو را نجات خواهیم داد(سوره عنکبوت آیه ۳۳)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز