2777
2789
عنوان

با پدرم درباره اعتیادش حرف زدیم

337 بازدید | 35 پست

کباب شدم براش, کلی باهاش حرف زدیم که رفتارت تغییر کرده قبول نمیکرد, گفتیم اگه مصرف نمیکنی ازمایش بده گفت همین الان بریم ,ولی بعدش که گفتیم بریم گفت خب الان نمیشه بزارین فردا, بعد گفتیم عصبی شدی گفت خب باشه حالا فردا برا اعصابم میریم یه قرص بده روانپزشک😭😭😭خدایا اگه پدر بدی بود راحت تر بود برام تا اینطور ببینمش که بهترین پدره

برای سلامتی امام زمان صلوات

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

امیدوارم خدا کمکتون کنه و پدرتون سلامتیش را به دست بیاره. حمایت و محبتتون را دریغ نکنید تا این مشکل حل بشه...

 به یـــــزدان که گـــــر ما خرد داشتیم/ کجا این سرانجام بد داشتیم 

همراهش باشید

کلی مراقبش باشید برای ترک

ببریدش مشاوره اما قرص نخوره که اونام اعتیاد آورن

تجربش داشتم سیاه ترین دوران زندگیم بود...

با آدمها مهربون باشید،هرکسی که ملاقات میکنید درحال نبرد با جیزی است که شما از آن بی‌اطلاعید.ببخشید اگه حوصلم نمیشه اشتباهات تایپیمو اصلاح کنم.من دخالتی ندارم کاره کیبرده
امیدوارم خدا کمکتون کنه و پدرتون سلامتیش را به دست بیاره. حمایت و محبتتون را دریغ نکنید تا این مشکل ...

مرسی عزیزم کاش خودش راضی بشه

برای سلامتی امام زمان صلوات
لعنت به کسی که بهش مواد میده لعنت به همه افرادی که بقیه رو معتاد میکنن خیر دنیا و اخرت نبینن الهی

👌

میشه دعا کنید آینده خوبی داشته باشم 🙏دعاکردید لایک کن واست صلوات بفرستم دوست عزیز🤩
چون به زور که نمیان نمیگن بگیر اینو بکش... هرکس با خواسته خودش میخره و مصرف میکنه حالا خداکنه پدرتو ...

انشالله, اره به زور نمیان ولی خب اگه هر کسی به دیگری نفروشه اعتیاد خیلی کمتر میشه یا تحریک نکنه, به هر حال حتما گناه داره مخصوصا برا کسی که اولین بار پیشنهاد میده

برای سلامتی امام زمان صلوات

خدا خودش همه رو خصوصا پدرهای دل پاک رو به زندگی برگردونه و هدایت کنه

روز ها یی که آرزو خانم بهترین همکلاس مریم بود مشق های کلاس اول ما قصه های امین و اکرم بود روز هایی که هم کلاسی ها شعر و لبخند بخش میکردند بوی خوب کتاب می آمد آب و آیینه بخش میکردند سفره ی پاره ی کتابم را واژه ی نان تازه پر میکرد جیب پیراهن سفیدم را دست های مغازه پر می‌کرد باز مادربزرگ ثانیه ها ساعت هفت و نیم می‌خوابید  شنبه ها صبح دیرمان میشد خانم آفتاب می‌تابید  کاش از کیف کهنه ی دیروز بوی خوب کتاب می آمد کاش زنگ علوم برمی‌گشت کاش زنگ حساب می آمد.....برای من دعا کنید به حق روزهای خوب زندگیتون 
همراهش باشید کلی مراقبش باشید برای ترک ببریدش مشاوره اما قرص نخوره که اونام اعتیاد آورن تجربش داش ...

اگه نرفت مشاور بنظرتون کمپ اجباری خوب هست؟ 

برای سلامتی امام زمان صلوات
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز