خانوما من ب تازگی حامله شدم نمیخاستم اصلا تا ۳.۴ماهگی ب کسی بگم چون همین الانشم لک بینی شدید دارم ولی شوهرم صبرش نیومد گفتش ب مادرش و همه فهمیدن بعد بماند ک دوتا از خاهرشوهرام فقد تبریک گفتن اون یکیا بااینکه همیشه تو خیرو شرشون من بفکرشون بودم انگار ن انگار جاریمم تبریک نگف هیچ ب بچه ۵سالش گفته زن عمو حوصلش سررفته واس همون بچه اورده وگرنه عمو تورو بیشتر دوست داره😐تو دلم گفتم لعنتی حداقل بزار ببین ب سرانجام میرسه این بارداری من بعد بچتو بنداز ب جون ادم ک بچم ب دنیا اومد نزاره شوهرم بغلش بگیره ع حسودیای بیجا😒چون الانشم شوهرم بچه کسیو بغل میکنه این بچه جاریم نمیزاره