تاکسی ما از دم دادگاه رد شد این خانومه سوار شد
بنده خدا راننده تاکسی رادیو گزاشته بود بعد داشت نوحه و روضه میخوند صداشم بد نبود ینی زیاد باشه یا اینجوری
بعد زنه با ی حالتی ک انگار میخاد همرو پاره کنه اره صداشو کم کن یا خاموشش کن راننده کم کرد بعد خود زنه گفت اره مال ملتو میخورن و میان دم از امام حسین میزنن و میگن حسینین و فلان
بعد اقا ما هرچی هیچی نگفتیم.. راننده تاکسی بدبختم میومد حرف بزنه مگ این پتیاره خانم میزاش... دیگ اخرشم من گفتم بابا همجا خوب وبد داره و اینک هرکسی مسلمونه امام حسینی ک نیست بعدم چ ربطی داره تو داری اینو میگی
کلا اصلا به در حرف نمیخورد اره من الکی باید دیه بدم و قاضی مدارکو قبول نمیکنه پدرفلان فلان شده گفتم همه مشکل دارن ماشناختی ازهم نداریم ولی من ازاین نوحه خوشم میاد تو دیگ حق نداری همچین بگی و....