2777
2789

خانواده متمولی به اجبار پسرشون، دختری که از خانواده متوسطی بود رو براش نامزد کردن و پسر برای یه دوره یکساله به خارج از کشور رفت. مادرشوهر بیشتر برای نشون دادن عدم رضایتش از وصلت، یه پیراهن تریکو سبز خییلی ارزونقیمت رو توی نایلون کوچیک فرو کرده بود که چروک هم شده بود رو برای عروسش برد. دختر بدون اینکه نامزدش رو اون سر دنیا درگیر دعوای عروس مادرشوهری کنه، عروسی دختر عمه داماد که اتفاقا خیلی عروسی مهمی بود اون لباس رو همونجور چروک پوشید و رفت عروسی. وسط فامیلی با لباسهای میلیونی! هر کس رسید با تعجب پرسید این چیه پوشیدی؟ دختر، سیاستمدارانه گردنش رو کج میکرد و مظلومانه میگفت:"عیدی مادرشوهرمه، بده؟ خواستم خوشحال بشه پوشیدم"... اون شب ۳۰۰ تایی "خاک بر سرت انسیه، تو همیشه چس خور بودی" نصیب مادرشوهر شد و زین پس یاد گرفت به عروسش احترام بذاره!😂



بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خواهرشوهر من سخن چینی میکرد فک میکرد منو دور میزنه 

منم یه جیزایی بهش میگفتم میرفت کف دست پدرمادرش میزاشت و کلی حرف پشت سرمون میزد بعد تو ظاهر خودشو دلسوز داداشش نشون میداد

منم صداشونو ضبط کردم مخفیانه نشون شوهرم دادم رابطشون بهم خورد 🤪🤪

محصلین عزیز و مجردها و نوجوانان خواهشا نیان تاپیک من با تشکر😊.....سنگدل بیرحم هم نبودم اونقدر بدی دو رویی دیدم که شدم ....‌

والا ما بودیم کسی ازمون نمی‌پرسید، همه پشت سرمون پچ پچ می‌کردن که خاااک بر سر انسیه که رفته عروس بی‌کلاس گرفته 😁😁

بعدم مادرشوهره طلبکار میشد که من اینو برا تو خونه گرفتم، تو پاشدی عروسی پوشیدی آبرو ما رو بردی؟؟؟

حال من، حال اون آدم زخمیه      که خودش دیده زخمش چقد کاریه، اما جایی نمیره      خوش نشسته بمیره...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792