سلام خانوما
ساعت ۷ ونبم مامانم زنگ زد عصر گف بیاین شام منم ب شوهرم گفتم بریم گف باشه.روز اول پریودمه من این روزا شدیدا عصبی میشم و دستم نیس.از شانس من یه ربع بعد ک داشتم حاضر میشدم خواهر شوهرم زنگمونو زد اخه مادرشوهرم طبقه پایین.گف ببخشید خونه نیس مادر یکم بمونم پسرمم یکسالشه حسابی باهاش بازی کرد اقا ۹ شد مادرشوهرم نبومد این همچنان خونمون میدونم ک حالا میگین چه بدجنسی ولی میگم دیگ دست خودم نیس سر چیزای بی موردم حساس میشم و عصبی.نشستم براش چایی هم نیاوردم با اخم.اخه انتظار داشتم شوهرم خواهرشه غریبه ک نیس بگه ما داشتیم میرفتیم کلید مامان دارم بیا برو بشین هنوز نمیگف میگف شامم بمون دیگ حرص میخوردم چیییی😑اخر مادرشوهره زنگ زد ک رسیدم اینم پا شد گف میرم دیگ زحمت دادم پسرمم تازه ددر یاد گرفته گریه ک منم میرم شوهرمم گف اره ببر میایم پایین لباس میپوشونیم بهش ولی من رک گفتم نه بدعادت میشه الان میبرم اینجا لباسشو میپوشونم میریم خلاصه رفت.ب شوهرم دعوا کردم گفتم چرا نگفتی میریم من اگ مامانم بود میگفتم ک دعوتینم خونه مادرشوهر میگ نه من نمیتونم خیلی عصبی و ناراحتم😔نمیدونم کارم درست بود یا نه شما شرایط من بودید چیکار میکردی؟درد و دل میکنم فقط باهاتون چون حالم بده شدید.نمیدونم بیخودی عصبی شدم هی میگم گوه تو شانسم ک تو پریودی باید میومد و نمیذاشت زود برم خ ونه مامانم اخه پیاده میخاستیم بریم پسرمم کیف کنه.نشد.