طبقه بالا یه پسر دارن حدودا ۲۰ سال ایناست ، نصف شبا که میشه یادش میوفته یه دهن بخونه ، صدام نداره دلم خوش باشه بگم لاقل از صدای قشنگ لذت میبرم ، صداش افتضاااااحه ، انگار پایه صندلی آهنی میکشی رو سرامیک ، ماژیک میکشی رو تخته وایت برد ، ناخون میکشی رو تخته سیاه ، خیلیییی صداش مزخرفههه اعصابمو خورد کرده ، یهو اوج میگیره قار قار میکنه برا ما ، آسی شدم از قد قد کردناااش😑😑😑
ما توبه شکستیم ولی دل نشکستیم :)................فاجعه اونجاست که یه نفرو به همه دنیا و آدماش ترجیح میدی ، بعد همون یه نفر ساده ترین چیزها رو به تو ترجیح میده!به قول شاعر : وای بر من، تو همانی که امیدم بودی؟!
میگما نکنه ما بریم دنیا قشنگ شه !! آدمها تا سر حد مرگ از خود خسته ات میکنن🖤ترکت نمیکنند اما،مجبورت میکنند ترکشان کنی🖤آنگاه میشوی بنده ی سرتاپا خطاکار🖤 شروع رژیم ۶/۷/۱۴۰۳. وزن۸۴. تاریخ۲۳/۸/۱۴۰۳ وزن۷۸.💪 وزن هدف۶۰کیلو🤲 تاربخ۱۸/۱۰/۱۴۰۳ وزن ۷۴😁
یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨