خاهر شوهرم بخاطر یچیزی باهام دعوا افتاد و مقصره.(تو تاپیک قبلیم موضوع رو نوشتم کامل )خواهر شوهرم همش توزندگیمون دخالت میکنه هی امار میگیره خیلی فصوله .شوهرم رو پر میکنه. حتی اگه باهام دعوا بیفته شوهرم پشتشه.بشوهرم گفتم مسدودش کن.آسایش نداریم از دستش.خسته شدم.یکم راحتمون بزارن دم ب دقیقه زنگ میزنه انگار زنشه.توبچه نیستی ک بهش ج پس بدی کل روزت و. این احوال پرسی نیست این سرک کشیدنه.شوهرم گفت مسدودش نمیکنم.تو قطع ارتباط کن با خانوادت یا برو طلاق بگیر بای.خدایا چ ربطی ب خانواده من و من داره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
درمورد خانوادش هیچی هیچی ب هیچ عنوان نگو.حتی خوبی هم نگو ک بعد نگه مامانم خوبیه و فلانیه .بعد ک سر خونه زندگیت رفتی ازش حرفی شنیدی ک تعریف کرده با ملایمت بگو این کار درستی نیس حرف تعریف میکنی این حرفات باعث میشه بین من و خانوادت اختلاف ایجاد بشه حرف بشه اونوقت تو وسط میمونی ک مقصر کیه ...مقصر اونوقت تویی ک حرف میبری کم کم باید با ملایمت ترکش بدی
اره اره دقیقا خوبی مو نمیبینن خواستم خوبی مو نشون بدم ولی.نمیدونستم سطح فکرشون پایینه. فکرمیکردم مثل ...
تحصیلات تو ایران زیاد بیانگر معرفت و خرد نیست عزیزم ، حتما به خودت کمک کن حتی اگه ترسیدی بازم به ترست غلبه کن نذار ازت سواستفاده کنن چون دختر خوبی هستی محال دوست داشته باشن از دست بدنت پس الکی نترس و باج نده فقط مسئول خونه زندگیه خودتی
توهم لبخند بزن هیچی نگو...اینجوری یعنی ب شما ربطی نداره ک کی خواسته_ولی بعد ک با شوهرت تنها شدی بگو یعنی هرچی واسم میخری میاریی تعریف میکنی..خو من از تو نخوام از کی بخوام دیگه تا همین حد بعد خودتو ناراحت بگیر هرچ گفت جواب نده خودتو غمگین بگیر
گفتم بهش .میگه چرا الان مهمه.گفتم بخاطر عشقم تو رو همه ایستادم جنگیدم.الان بهم میگین شوهر کردن یا عروسی یا هرچی برات زود بود؟؟؟ هرچی میگن حرف حرف اونا باید باشه