2777
2789
عنوان

شوهرم.

| مشاهده متن کامل بحث + 514 بازدید | 62 پست
دلم برای پدرت سوخت قشنگ میفهمم چی میگی‌... من تودوران عقد ازرفتار شوهرم چندباری جلوی خانوادم‌خجالت ...

آخ آخ قشنگ خاطره منو گفتی  مامانم همه رو دعوت کرد که تولدش بریم خونشون ما هم با ذوق و شوق با بچه ها و شوهرامون رفتیم.البته من میدونستم مامانم الان خجالت زدمون میکنه.فکر کن از این کیک کوچولو ها هست که واسه ۴ نفره مامانم خریده بود واسه ۱۲ نفر بعد ما حرص میخوردیم میگفتیم این چیه کمه.میگفت نه میرسه الان من میبرم میبینی میرسه خداشاهده من نخوردم بهم نرسید.بقیه هم در حدی کم خوردن اندازه یه قاشق اصلا آبرومون جلو دامادها و عروسامون رفت.....منم از دست مامانم عصبانی میشم.حالا خواهرمم دقیقا عین تو از دست دامادمون میکشه...کلا بین خانواده مادریم این ژن ارثیه

ممنون دوست عزیزم.دعا میکنم برات مفید باشه. نه،مشاور نیستم. اما منم به خاطر شرایط زندگی و مسائلی که ...

نه خواهش میکنم عزیزم اصلا هم پرحرفی نبود❤


خیلی هم سنجیده وزیبا گفتی..

همه این حرفا راقبول دارم ولی یه وقتایی مثل الان من به حدی عصبانی میشم که نمیتونم جلوی خودم روبگیرم.

این تاپیکم شاید واقعا جز مفید ترینایی بود که زدم .چون هم شما وهم باقی دوستانی که زحمت کشیدن اومدن توی تاپیک خیلی قشنگ کمکم کردین

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

آخ آخ قشنگ خاطره منو گفتی   مامانم همه رو دعوت کرد که تولدش بریم خونشون ما هم با ذوق و شوق با ...

وای 😄😄😄😄😄😄


من میخوام  ازهمین اول کار جلوش روبگیرم چون اصلا تحمل ندارم

نه خواهش میکنم عزیزم اصلا هم پرحرفی نبود❤ خیلی هم سنجیده وزیبا گفتی.. همه این حرفا راقبول دارم ...

خدا حفظت کنه عزیزم.

درک میکنم...همه ما تو این  موقعیت ها قرار میگیریم.تو این،لحظات که خشم وحودت رو میگیره سعی از زوایایه مختلف به موضوع نگاه کنیـ

تو این حال تصمیم نگیر،قضاوت نکن و دستور نده.این فرمایش مولا علی هست.

پیرو مطالب قبل یادگیری مهارت های کنترل خشم هم خیلی مفید هست.

عاقبت بخیر باشی.دعا،میکنم که زندگی مشترکت روزبروز عاشقانه تر باشه.

یا علی

دقیقا خدا اینارو مخلوط میکرد عالی میشد

😄😄

شوهرمن گاهی ازبچگیش میگه دلم کباب میشه میگه کفش نداشتم بااین که پسر بودم کفشای دختر همسایه روکه نمی‌خواست میدادن من بپوشم..

الان که بزرگ شده خیلی قدر پول رومیدونه..خیلی حساب وکتاب داره

اره سنش بره بالاتر دیگه اصصصصلا نمیشه بهترش کرد


من ازاون پیرزن لجبازا میشم..هروقت حرصم بده دندون مصنوعی یا عصاش روبرمیدارم تا حالش جابیاد😄😄

😄😄 شوهرمن گاهی ازبچگیش میگه دلم کباب میشه میگه کفش نداشتم بااین که پسر بودم کفشای دختر همسایه روک ...

الهی بگردم دقیقا برعکس شوهر من خودش میگه شمال زندگی میکردند یه کفش تو پایه پسره همسایه دیده که از تهران خریده بودن پدرشوهرم تا تهران میاد که همون کفشو براش بخره

😄😄 شوهرمن گاهی ازبچگیش میگه دلم کباب میشه میگه کفش نداشتم بااین که پسر بودم کفشای دختر همسایه روک ...

آخ داری قشنگ داماد مارو تعریف میکنی.تاحالا تو عمرش لباس ننداخته تو ماشین لباسشویی میگه خراب میشه لباسو پهن میکنه با دست آروم میشورش. اونم بچگی پول نداشتن جمعیتشونم زیاد بود تو فقر بودن.الان واسه خواهرم مانتو می‌خره میگه فقط مهمونی بپوش مثلا میری بیرون نپوش تا دیرتر خراب شه‌.وقتی هم پاره بشن میگه بدوزش  حالا میری بیرون بپوشش.وقتی هم خیییلی کهنه شد میگه باهاش یه تیشرت بدوز واسه خودت.کلا تا قطره آخرش استفاده میکنه

آخ داری قشنگ داماد مارو تعریف میکنی.تاحالا تو عمرش لباس ننداخته تو ماشین لباسشویی میگه خراب میشه لبا ...

نه شوهرمن دراین حد نیست ..

ولی کلا ازوسائل خوب مراقبت میکنه..قدر پول رومیدونه..جلوی چیزایی که شاید دلش بخواد محکم‌می ایسته..فکرای اقتصادیش هم البته خیلی خوبن..‌ولی دستش به کم میره..جوری که اگه میخوایم بریم مهمونی اگه نظارت نکنم سرخریدش  دست گل به آب میده..

درگذشته بافقر بزرگ شده ولی بعدا وضعشون خوب شده درحدی که پدرش کمک همه پسراش کرده وبراش خونه گرفته وبر ...

خب پس عزیزم‌ ریشه از گذشته ش داره 

میتونی خودت از مشاور یا روانشناس بپرسی اگه همسرت نمیاد راهکارشو یاد بگیر و کم کم این مدل رفتار و کمرنگ کن 

انشاءالله درست میشه 😇

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز