بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من اون موقع ۱۷ سالم بود عاشق هم شده بودیم بعدم گفتن طبقه بالا رو بهشون میدیم راهشونم جدا میشه بعد که میخواستیم جهاز ببریم گفتن فعلا بذارین تو این اتاق تا طبقه بالا را اماده کنیم و یک روز قبل عروسی بعد از کلی پیگیری از بابام که طبقه بالا بالاخره چی شد گفتن یچند روز همینجا بمونند بعد به مرور وسایلش رو ببرند بالا.بعد عروسی هم مادرشوهرم گفت ما تعدادمون زیادتره شما برید طبقه بالا جامون تنگ میشه.
معین زِد یجایی تو اهنگش میگه:من سرم را شیره میمالم که یادت نیستم اما،پشت حجم بیخیالی دوستت دارم هنوز❤من همونیم که هرشب یادش میره چقدر دوسش نداریو دوباره عاشقت میشه❤
دیگه بدتر واااای اصلا ب خودت رحم کن تو نمیدونی مادرشوهرا چی هستن تو همین نی نی سایت جستجو کن ببین چقد برات تاپیک میاره ،من خودم دارم ب مرز جنون میرسم ازش
میدونی اون اصلا به ازدواج و این جور چیزا فکر نمیکرد، من فکر ازدواج رو انداختم توی سر اون
خب ک چی اگر میخوادت ی کاری خونه ای برات دست و پا میکرد ،عجله اش چیه دیگ وقتی خودش اکی نیست انگار زوریه بیا بامن با این شرایط ازدواج کن مگه اون بهت گفته صبر کنی ک میگی منتظر می مونم تو گفتی اون رد کرده پس خودتو معطل نکن
الان چندین ساله ما جدا شدیم ازش.سر یه جریانی من قهر کردم رفتم خونه بابام به دوساعت نشده اومدن دنبالم گفتم من دیگه نمیام میخوام جدا شم مادرشوهرم گفت چرا گفتم از دست تو و دخترات که نمیذارین من زندگی کنم بعد خودشو زد به مظلوم بازی که نه اشتباه میکنی منم گفتم اینجوری کردی اینجوری کردی این حرفو زدی فلان کردی بهمان کردی بعد شوهرم منو برد تو اتاق کلی گریه کرد گفت زندگیمونو خراب نکن من همه جوره پات وایسادم منو پیش خانوادم سرافکنده نکن گفتم به شرطی برمیگردم که خونمو جدا کنی گفت چشم.عصرش رفتیم دنبال خونه و کلی گشتیم میخواستیم اجاره کنیم تا من یه خونه دیدم که میتونستیم بخریمش خلاصه ۱۶۰ میلیون وام گرفتیم.ماشینم فروختیم و خریدیمش و الحمدالله خونه دار شدیم.همین خونه ای که الان توش نشستیم.الانم من دیگه ماهی یکبار میرم خونش تازه باید زنگ بزنه دعوتم کنه.بدون دعوت نمیرم.
معین زِد یجایی تو اهنگش میگه:من سرم را شیره میمالم که یادت نیستم اما،پشت حجم بیخیالی دوستت دارم هنوز❤من همونیم که هرشب یادش میره چقدر دوسش نداریو دوباره عاشقت میشه❤