2777
2789
عنوان

من یه زن

| مشاهده متن کامل بحث + 202 بازدید | 19 پست
منم مثل تو بودم ولی جدیدا جوابشونو میدم محلشون نمیزارم اونا میسوزن ولی با شوهرم سعی میکنم در بارشون ...

میدونی 

مثلا الان جایی ک گذشت میکنم توی زندگیم یا خواسته هام زیاد نیست از همسرم یا خیلی چیزای عادی ک دارم کنار میام 

پیش خودم میگم نکنه مادرشوهرم اینا بگن بیا ببین چ خره خوبیه

یدفعه به شوهرم شروغ میکنم غر زدن ک چرا اینطوری هست چرا فلان کارو کردی

چرا اونطور...

بعد  هم خودمو عذاب کیدم هم اونو

من هیچوقت برای حرف کسی زندگی نکردم

ولی خانواده همسرم به اکیپ کاملن ک نشستن صبح تاشب نظر میدن درمورد زندگی ادما

دوست دارم بخاطر ادیتایی ک کردن

بدونن من الان با شوهرم مشکلی ندارم و بسوژن خیلی بفهمن شوهرم مطیعه بسوژن

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

دلت رو بذار پیش خانمهایی که شوهرشون باهاشون بدرفتاری کرده در گذشته یا از اون بدتر، خیانت کرده، ولی بخشیده‌اند و دارند زندگیشون رو میکنند!

پس اونها چه دلی دارند... تو لااقل از همسرت دلخوری و کینه نداری...

این رفتارهات نوعی ناشکری و ناسپاسی در مقابل نعمت هست... هر آدمی هم تا حدی صبر داره... ممکنه سررریز بشه و اون قت جاتون عوض میشه و یوسف بدو و زلیخا بدو.‌‌..

تو این دوره و زمونه‌ی سخت، اینکه مصیبت و بیماری سخت نداری که غمت شده این، باز هم جای شکر داره...

چند سالته؟ بگو تا یک چیزی بهت بگم...

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
نقطه ضعف بزرگم شده

تاپیک میزنید کجا میروید خب!

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
نقطه ضعف بزرگم شده

منم مثل توام درکت میکنم من خودمم همش به کاراشون فکر میکنم حرص میخرم ولی الان که یه ادم عصبی شدم میبینم ارزششو نداشتن که من سلامتیمو بزارم پاشون به خاطر خودم نباید انقدر بزرگشون میکردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز