2777
2789
عنوان

من یه زن

| مشاهده متن کامل بحث + 202 بازدید | 19 پست
منم مثل تو بودم ولی جدیدا جوابشونو میدم محلشون نمیزارم اونا میسوزن ولی با شوهرم سعی میکنم در بارشون ...

میدونی 

مثلا الان جایی ک گذشت میکنم توی زندگیم یا خواسته هام زیاد نیست از همسرم یا خیلی چیزای عادی ک دارم کنار میام 

پیش خودم میگم نکنه مادرشوهرم اینا بگن بیا ببین چ خره خوبیه

یدفعه به شوهرم شروغ میکنم غر زدن ک چرا اینطوری هست چرا فلان کارو کردی

چرا اونطور...

بعد  هم خودمو عذاب کیدم هم اونو

من هیچوقت برای حرف کسی زندگی نکردم

ولی خانواده همسرم به اکیپ کاملن ک نشستن صبح تاشب نظر میدن درمورد زندگی ادما

دوست دارم بخاطر ادیتایی ک کردن

بدونن من الان با شوهرم مشکلی ندارم و بسوژن خیلی بفهمن شوهرم مطیعه بسوژن

من ساکن تهرانم کالسکه شیر ساز و کل چیز های کوچولوم رو از اپ بی‌بی لایف سفارش دادم. راستش اولش برای خرید اینترنتی سیسمونی یکم حساس بودم، مخصوصاً از بابت اصل بودن جنس‌ها، ولی وقتی سفارشم رسید واقعاً خیالم راحت شد 😊

همه چیز دقیقاً همون چیزی بود که توی سایت دیده بودم، بسته‌بندی خیلی مرتب بود و ارسال هم سریع انجام شد. از پشتیبانی هم هر سوالی داشتم خیلی خوب راهنماییم کردن.

در کل تجربه خرید خیلی خوبی داشتم و چیزی که بیشتر از همه برام مهم بود این بود که محصولات اصل و اورجینال بودن. حتماً برای خریدهای بعدی هم دوباره از بی‌بی لایف سفارش می‌دم 💜👶🏻

https://babylifeshiraz.com/app/

دلت رو بذار پیش خانمهایی که شوهرشون باهاشون بدرفتاری کرده در گذشته یا از اون بدتر، خیانت کرده، ولی بخشیده‌اند و دارند زندگیشون رو میکنند!

پس اونها چه دلی دارند... تو لااقل از همسرت دلخوری و کینه نداری...

این رفتارهات نوعی ناشکری و ناسپاسی در مقابل نعمت هست... هر آدمی هم تا حدی صبر داره... ممکنه سررریز بشه و اون قت جاتون عوض میشه و یوسف بدو و زلیخا بدو.‌‌..

تو این دوره و زمونه‌ی سخت، اینکه مصیبت و بیماری سخت نداری که غمت شده این، باز هم جای شکر داره...

چند سالته؟ بگو تا یک چیزی بهت بگم...

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
نقطه ضعف بزرگم شده

تاپیک میزنید کجا میروید خب!

دخترکی شاد در من می‌زیست...که چونان شاپرک، به این‌سو و آن‌سو میپرید...خیال پرواز داشت... و آرزوی پروریدن نسلی...پر از غصه شد...از رویاهایش دست کشید...هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد...پولکِ بال‌هایش ریخت... پَرپَر شد...
نقطه ضعف بزرگم شده

منم مثل توام درکت میکنم من خودمم همش به کاراشون فکر میکنم حرص میخرم ولی الان که یه ادم عصبی شدم میبینم ارزششو نداشتن که من سلامتیمو بزارم پاشون به خاطر خودم نباید انقدر بزرگشون میکردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108