2777
2789
عنوان

جاری مزاحم

| مشاهده متن کامل بحث + 3134 بازدید | 96 پست
اگر چند بار زنگ زد جواب نده  یا بگو خدایی نکرده مریض شدم الانم کرونا بهونه خوبیه چند تا ه ...

به خدا من متنفرم از این که کسی بدون من وسایلمو زیرو و رو کنه 

ولی اصلا نمیدونم چطوری میتونن و از چه قماشین

یبار واقعا کرونا گرفتم زنگ زده بود به شوهرم گیر گیر نه کن نمیترسم میام خونه شما

چون پدر همسرم سرطان داره و همسرم میدونست رعایت کن نیست اصلا گقت نه ایشالا دفه بعد

رفتم تاپیکت خوندم  جالب بود واقعا نظرات  اولش اونجوری گفتن بهت بعد بهت تو‌پیدن ببین اوا ...

پس بنظرت اگ چیزی اذیتم کرد ب شوهرم بگم.؟

ایندفه حس کردم نامردی کردم گفتم.

خیلی شرمنده بودم


نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اصلا این سبک‌کارها مثل بی محلی یا کار کشیدن از مهمون جواب نمیده  من این داستان با خواهرشوهرم د ...

دقیققققققا 

مثلا یبار اثباب کشی داشتم به شوهرم گفته تورو خدا این دفرو بیخیال شو 

اومد وسط اثاث کشی خونمون 

و به بهونه این که کار دارم من ۵روزم بیشتر موند

منم ادمی نیستم که کسی کمکم کنه نمیدونی چه عذابی کشیدم

وسط ی مشت وسیله نهار شامم باید اماده میکردم

به خدا من متنفرم از این که کسی بدون من وسایلمو زیرو و رو کنه  ولی اصلا نمیدونم چطوری میتونن و ...


منم جوری بود رفتنی هم چند تا عروسک های که داداشم برای دخترم خریده بود برده بودن سه تا از لباسهام وکیفم که برای کلاس میبردم وغیب شد چون تنها اینا میومدن خونمون ما چون از کل فامیل دور بودم  باور کن خیلی وسایل های دیگم گم شد بعدا فهمیدم یا مثلا عروسک دخترم با بچه داداشم جفت بود اونا رو دیدم یادم افتاد عه ما هم داشتیم 

بهترین حس حس دوست داشتن توست   من از کاربرای قدیمم  تقریبا از سال 90 یه مدت خاموش بودم بعدا عضو شدم گوشیم عوض کردم کاربریم رفت

من اول عروسیم سرکار بودم شوهرم خونه بود زنگ زد رفتم خواهر برادرام رو آوردم خونه منم زنگ زدم ب برادرشوهر بزرگترم گفتم نمیگن شاید من نو عروس لباس زیرم وسط خونه باشه دیگ نیومدن بدون هماهنگی

پس بنظرت اگ چیزی اذیتم کرد ب شوهرم بگم.؟ ایندفه حس کردم نامردی کردم گفتم. خیلی شرمنده بودم

ببین باید چند جلسه مفصل با شوهرت راجب گفتن احساسات بهم صحبت کنی 

خیلی از مردها نمیدونن که زن‌ها نیاز دارن‌که راجب احساساتشون صحبت کنن تا تخلیه بشن 

بهش بگو من پر‌م‌ از انواع احساسات که کنترلشون برام سخته و مدام خودخوری میکنم ولی اگه یکی باشه حرفامو‌گوش کنه و اونا رو بریزم بیرون خالی میشم حتی اگه هیچ کاری هم نکنی ولی حرفم رو بشنوی‌ درک کنی و حتی شده الکی هم قبول کنی من خالی میشم و دیگه تحمل شرایط اونقدرا برام سخت نیست 

همین مسئله داداشش رو مثال بزن بگو تا قبل اینکه به تو راجب حسم بگم داشتم میترکیدم از درون ولی به محض اینکه بهت گفتم و تو درکم‌کردی و حرفم رو قبول کردی اروم شدم و دیگه شرایط برام سخت نبود 


بگو زنها خیلی مواقع حتی شده الکی نیاز دارن تاییدشون کنی تا اروم شن 

خیلی موقع ها یه مسئله ای ناراحتمون میکنه وقتی میگین اروم میشیم حتی وقتی سبک‌میشیم‌ پشیمون هم‌میشیم‌که چی بود حالا اینقدر بابتش اذیت شدم

خلاصه تو باید بشینی مفصل راجب این موضوع باهاش حرف بزنی بهش یاد بدی چجوری با زن برخورد کنه تا بتونین به یه گفتمان برسین 

بعد از این هربار خواستی بهش حرفی بزنی با این شروع کن بگو نیاز دارم یکم غر بزنم تا تخلیه شم و نیازی ندارم تو کاری بکنی فقط بهم گوش کن 

و این خیلی عالی میشه بتونی انجامش بدی 

من بودم همشون با هم میریختن خونم دعوا که شلخته نباش!خونه داداشمونه

یبار دعوا راه انداختن تا شوهزم زباله ها رو ببره پایین بعشون گفتم فکر کردم بیایید خونه م باعث شادیم میشید اگ قراره دعوا راه بندازید ترجیح میدم کلا نیایید الانم ۱۵ سال ازدواج کردم سرجمع ده بار نیومدن اونم خودم دعوت کرده باشم

😕😕😕😕  من نمیتونم این حجم از پررویی رو تحمل کنم  حالا بچه خواهر شوهر من اونقد باادبه ...

عین منه😶

میرم پیش داییم ، زنداییم با خواهشو التماس تا یه دونه میوه بخورم😂😂خیلی خجالتیم بعد میگم زشته بمونه براخودشون بخورن😅

آمین شود هر آنچه می پِنداری🥲🤍

باید شوهرتو بیاری توی تیمت اگر هنوز نیومده بهتره تقسیم کار و گرفتن شام ونهار ازبیرون رو پیشنهاد بدی بعد یه مدت خسته میشه 

بعدم بگین ما کرونا گرفتیم بگین بجه کوجیکه خونه ما نیایین بهتره برید خونه خواهرت  

الانم که شکر خدا کرونا زیاد شده


چقدر بی درکه جاریت ما یه وعده میریم خونه کسی تا خونمون نیاد رومون نمیشه حتی عصر یه سر بزنیم 

خداجونم من و دست این و اون نسپار خودت مراقبم باش 😘😍
یبار دعوا راه انداختن تا شوهزم زباله ها رو ببره پایین بعشون گفتم فکر کردم بیایید خونه م باعث شادیم م ...

❤️بازم شعور داشتن عزیزم اگه بیشعور بودن بدتر اذیت میکردن و دست بردار نبودن 

من خیلیییی ازشون کشیدم 💔🥺

اً
ببین باید چند جلسه مفصل با شوهرت راجب گفتن احساسات بهم صحبت کنی  خیلی از مردها نمیدونن که زن‌ه ...

مرسی وقت گذاشتی عزیزم.

تو فکر خودمم بود باهاش درباره چیزایی ک نمیتونم بهش بگم حرف بزنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

سرویس خواب

ayeh_000 | 49 ثانیه پیش
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز