2777
2789
عنوان

داستان زندگی

| مشاهده متن کامل بحث + 30986 بازدید | 628 پست

بچه ها ی چیزی بگید امیدواری چیزی دلم خونه هیشکی هم هیچی نمیگه بهم حتی نمیگه اینا دردای کمی هسن یا ن

اگه کسی زن داداش اصفهانی میخواد خبر کنه😍 علاقه به یادگیری فرهنگ های دیگه و اشنایی باهاشونو دارم😍 دوست دارم یه ازدواج خوب با یه غریبه و راه دور داشته باشم😍 سختی زیاد کشیدم هرکسی نمیتونه منو بپذیره پس دعا کنید خدا واسم ارامش و خوشبختی و بخت خوب رقم بزنه😍 الهی حال دل همه خوب باشه ارامش سهم دلای مهربونتون❤

دخترا یه تجربه خوب بگم. 😊

من و همسرم سر خرید فرش کلی اختلاف داشتیم تا اینکه یه فروشگاه پیدا کردیم که فرش‌ها رو با پرو مجازی داخل خونه خودمون نشون می‌داد.

از اون بهتر اینکه خرید اقساطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم داشت و خیلی راحت سفارش دادیم.

بیشتر از 400 مدل فرش مینیمال و لوکس دارن.

اسم اون فروشگاه فرش زانیس هست.

🔗 اینجا کلیک کن تا مدل‌هاش رو ببینی.

بچه ها ی چیزی بگید امیدواری چیزی دلم خونه هیشکی هم هیچی نمیگه بهم حتی نمیگه اینا دردای کمی هسن یا ن

عزیزم من یه چیزی بهت میگم و اون اینکه کلمات منفی رو دور کن از خودت.به خودت عشق بده.اینکه خودتو بدبخت یا هر چیزی تلقی کنی باور کن همون میشه.هر چقدرم مشکل داشته باشی ولی بیا و ورق زندگیتو خودت تغییر بده

خلاصه ک شهلای نامرد هرجا ب نفع خودش بود تو جتامون رو شات میداد واسه سبحان تا سبحانو از من زده کنه


ی نوع عقده داشت


اون زمان یکی از دوستای سبحان با مبینا ک کمک کرد من وسبحان باهم باشیم دوست بود مبینا اومد گفت ک اینطوری شده و اینا منم سریع همه شاتای چت شهلا رو دادم واسه مبینا گفتم نگا کن ببین جیا گفته ببین من گفتم بین من و اریا هیچی نیست و گفتم دیکه حسی بهش ندارم


مبینا ب رلش نشون داده بود و رلشم به سبحان


باورتون میشه ما اشناییمون تو محرم بود برگشتنمون بهم تو محرم و الانم دوباره محرمه؟؟؟ ی امید این وسط تو دلم جوونه زد

اگه کسی زن داداش اصفهانی میخواد خبر کنه😍 علاقه به یادگیری فرهنگ های دیگه و اشنایی باهاشونو دارم😍 دوست دارم یه ازدواج خوب با یه غریبه و راه دور داشته باشم😍 سختی زیاد کشیدم هرکسی نمیتونه منو بپذیره پس دعا کنید خدا واسم ارامش و خوشبختی و بخت خوب رقم بزنه😍 الهی حال دل همه خوب باشه ارامش سهم دلای مهربونتون❤
پارسال خوندم تا جهلمشون وقتی جواب نداد انقد نا انید شدم کلی تا حالا چله عاشورا گرفتم واقعا دیکه نا ا ...

ناامید نباش.میگن وقتی میری سراغ عاشورا،ینی امام حسین سلامت کرده و دعوت شدی.بدون نیت بخون فقط.ساده حدود ۵ دیقه شاید وقتتو بگیره.با عشق بخون.فقط به خاطر خود امام حسین.زندگیت دگرگون میشه.

عزیزم من یه چیزی بهت میگم و اون اینکه کلمات منفی رو دور کن از خودت.به خودت عشق بده.اینکه خودتو بدبخت ...

گاهی زور زمونه بیشتره من نمیخوام فقط غمارو ببینم ن اما غمای من از شادیام بیشتر بودن من هر سری خواستم شاد باشم اعتماد کنم از اول شروع کنم نشد ک نشد

اگه کسی زن داداش اصفهانی میخواد خبر کنه😍 علاقه به یادگیری فرهنگ های دیگه و اشنایی باهاشونو دارم😍 دوست دارم یه ازدواج خوب با یه غریبه و راه دور داشته باشم😍 سختی زیاد کشیدم هرکسی نمیتونه منو بپذیره پس دعا کنید خدا واسم ارامش و خوشبختی و بخت خوب رقم بزنه😍 الهی حال دل همه خوب باشه ارامش سهم دلای مهربونتون❤
ناامید نباش.میگن وقتی میری سراغ عاشورا،ینی امام حسین سلامت کرده و دعوت شدی.بدون نیت بخون فقط.ساده حد ...

ممنون چشم 

اگه کسی زن داداش اصفهانی میخواد خبر کنه😍 علاقه به یادگیری فرهنگ های دیگه و اشنایی باهاشونو دارم😍 دوست دارم یه ازدواج خوب با یه غریبه و راه دور داشته باشم😍 سختی زیاد کشیدم هرکسی نمیتونه منو بپذیره پس دعا کنید خدا واسم ارامش و خوشبختی و بخت خوب رقم بزنه😍 الهی حال دل همه خوب باشه ارامش سهم دلای مهربونتون❤
گاهی زور زمونه بیشتره من نمیخوام فقط غمارو ببینم ن اما غمای من از شادیام بیشتر بودن من هر سری خواستم ...

و شاید زندگی ماهایی که خواننده سرنوشتت شدیم خیلی بیشتر ازون چه که فکرشو کنی بدتر باش ولی یه چیزی این وسط آروممون کنه.شاید توسل به کسی به امام حسین و با هر چیزی

یادن رفت بگم این وسط ی شب از شبایی ک من پیام میدادم واسه سبحان که اخه ی کلمه حرف بزن بگو چی شده سبحان ی شب پیام داد مثلا اقای رایانی خوبه؟ منم تعجب کردم گفتم همچین چیزی نیست و این کیه


بچه ها این رایانی همون رل مبینا بود ی بار ک من قهر بودم از خونه زده بودم بیرون مبینارو پیدا کردم بعد چون چند ساعتی بیرون بودیم این پسره برامون کیک و شیر کاکایو اورد


خلاصه سبحان هم ک هم غرور داشت هم دوسم داشت رفته بود پیش این پسره ک تو با فلانی هستی یا نه اونم گفته بود ن بابا من خودم با مبینا هستم و شاتاشونو نشون داده بود و از اون جا دوست شده بودن


خلاصه با تلاش های دوباره مبینا و این بار رلش سبحان جوری ک غرورش نشکنه از طرف رل مبینا با من چت میکرد ک شرط و شروط میزاشت ک سبحان اگ برگرده دوست داره حجابت دیگه کانل باشه و با پسر حرف نزنی اخه اون زمان من بدبخت خاطر خواه پیدا کرده بودم چند تا و ی بار ی نفرشون شدید بهم گیر میداد وسط خیابون وایمیستاد میگف تو کجا میری چرا تو خیابونی چرا جورابت ساق کوتاه هس و‌.. با این ک من محل نمیدادم اما اون کنه بود 


منم ب سبحان گفتم چون شهرمون کوجیک بود مطمئن بودم خودم نگم ب گوشش میرسه اما سبحان شنید قاط زد و باز حواب نداد



سر همین چیزا من فوبیای جواب ندادن دارم هروقت دوثانیه دیر حواب بده اشکم در میاد

اگه کسی زن داداش اصفهانی میخواد خبر کنه😍 علاقه به یادگیری فرهنگ های دیگه و اشنایی باهاشونو دارم😍 دوست دارم یه ازدواج خوب با یه غریبه و راه دور داشته باشم😍 سختی زیاد کشیدم هرکسی نمیتونه منو بپذیره پس دعا کنید خدا واسم ارامش و خوشبختی و بخت خوب رقم بزنه😍 الهی حال دل همه خوب باشه ارامش سهم دلای مهربونتون❤
گفتی به شهلا فوش بدم یادم رفت نگفتم 😂 خدا لعنتت کنه شهلا

خدا نکشتت با فوش دادنت

اگه کسی زن داداش اصفهانی میخواد خبر کنه😍 علاقه به یادگیری فرهنگ های دیگه و اشنایی باهاشونو دارم😍 دوست دارم یه ازدواج خوب با یه غریبه و راه دور داشته باشم😍 سختی زیاد کشیدم هرکسی نمیتونه منو بپذیره پس دعا کنید خدا واسم ارامش و خوشبختی و بخت خوب رقم بزنه😍 الهی حال دل همه خوب باشه ارامش سهم دلای مهربونتون❤
و به نظرت فک نمیکنی بهم رسیدنتونم با صاحب همین محرم شاید باش؟

ان‌شاءالله

اگه کسی زن داداش اصفهانی میخواد خبر کنه😍 علاقه به یادگیری فرهنگ های دیگه و اشنایی باهاشونو دارم😍 دوست دارم یه ازدواج خوب با یه غریبه و راه دور داشته باشم😍 سختی زیاد کشیدم هرکسی نمیتونه منو بپذیره پس دعا کنید خدا واسم ارامش و خوشبختی و بخت خوب رقم بزنه😍 الهی حال دل همه خوب باشه ارامش سهم دلای مهربونتون❤

خلاصه ک ی شب از شبا اقا سبحان بعد گذاشتن شروطش از طرف رفیقش پیام داد ک بیاین همو ببنید منم یکم ناز کردم و اینا اما بعدش قبول کردم با سختی در رفتم تا برم پیشش مهلا هم باهام بود رفتیم اما رل مبینا بود و سبحان نبود سر قرار قاط زدم گفتم من ک گفتم نمیام واسه چی اصرار کردید اون اصلا منو نمیخواد و...


پسره گف بابا بخدا گوشی دست خودش بود خودش قرار گذاشت به من چه خودش گف بیا بریم دلم تنگ شده ببینمش خلاصه یکم ک گذشت سبحان پیداش شد فهمیدیم یکی دنبالش بوده تا اومد مهلا و اون پسره رفتن کنار گف سلام اروم مث همیشه سرمو انداختم پایین جواب دادم یهو گفت من قول دادم ولی نمیتونم سر قولم وایسم تا اومدم بپرسم چ قولی بازم تو اغوشش فرو رفتم 


نمیدونید چ ارامشی داشت انگار هنه غمای این یک سالو کشید و برد  یاد روزای خوبمون افتادم و خداروشکر کردم ک بازم بعد این سختیا لااقل سبحانو بهن برگردوند خداروشکر کردم ک من لجبازی نکردم و الان باز دارم طعم ارامشو میچشم سبحان نگاهم کرد و گفت ببخشید گفتم اشکال نداره من باید برم دیرمه و زود ازش خدافظی کردم

اگه کسی زن داداش اصفهانی میخواد خبر کنه😍 علاقه به یادگیری فرهنگ های دیگه و اشنایی باهاشونو دارم😍 دوست دارم یه ازدواج خوب با یه غریبه و راه دور داشته باشم😍 سختی زیاد کشیدم هرکسی نمیتونه منو بپذیره پس دعا کنید خدا واسم ارامش و خوشبختی و بخت خوب رقم بزنه😍 الهی حال دل همه خوب باشه ارامش سهم دلای مهربونتون❤

دیه مهمون اومد بستونه فق ۳ سال دیکه مونده تا تعریف کنم اونم شب تمومش میکنم ان‌شاءالله 


ولی الهی هرکی نظر نداد سنگ بشه من این همه مینویسم نظر نمیدید خدایی دلم میشکنه یکم بم محبت کنید بدونم لااقل تو واقعی کسیو ندارم تو مجازی نی نی سایتیا هوامو دارن

اگه کسی زن داداش اصفهانی میخواد خبر کنه😍 علاقه به یادگیری فرهنگ های دیگه و اشنایی باهاشونو دارم😍 دوست دارم یه ازدواج خوب با یه غریبه و راه دور داشته باشم😍 سختی زیاد کشیدم هرکسی نمیتونه منو بپذیره پس دعا کنید خدا واسم ارامش و خوشبختی و بخت خوب رقم بزنه😍 الهی حال دل همه خوب باشه ارامش سهم دلای مهربونتون❤
2791
2779
2792