💬۲۳۸
با صورتی جمع شده خندید و گفت
چه کار کردی دختر
من همچنان بی حرکت ایستاده بودم که نگاهم کرد و گفت
فدای سرت
لب جنبوندم و اهسته گفتم
ببخشید لبخند پررنگی زد و گفت
مهم نیست خودتو ناراحت نکن یه چند تا دیگه خونه هست میرم یکیشونو میارم
تو قدم برداشت بره سمت در چشممون افتاد به شخصی که اونجا ایستاده بود
من شوکه اما سروش مسلط پرسید
بفرمایید کاری داشتید ؟
فریبا با شنیدن سوال سروش نگاهش رو از من به سروش داد لبش رو خیس کرد و با مکث گفت
با شما کاری ندارم
سروش سر برگردوندو گفت
عاطفه جان بیا ببین این خانم چی کارت داره
فریبا پله رو پایین اومد به اطراف حیاط نگاهی انداخت و گفت
انگار چیزی تغییر نکرده
به من زل زد و ادامه داد
جز ذات آدمها
سروش رو به من گفت
من میرم لامپ ها رو بیارم
دوباره تا قصد رفتن کرد فریبا گفت
راستی الان باید بهتون تبریک بگم؟
لبخند کجی زد و ادامه داد
یا تسلیت ؟
سروش بیتوجه قدم برداشت اما فریبا بلند پرسید
چه بلایی سر برادرم آوردی؟
سروش جوابی نداد که فریبا نزدیکم شد و پرسید
فریبرز کجاست؟
با نفرت به چشمام نگاه کرد و گفت
چرا بازیش دادی؟ چرا فراریش دادی؟
بغض کرده قبل اینکه چیزی بگم سروش گفت
آدرس رو اشتباه اومدین
اینجا نباید دنبال برادرتون بگردین
زده در رفته فعلا به خاطر تدارکات ازدواجم فرصت نشده اقدام به شکایت کنم اما بعید هم نیست اینم عین پرونده قاچاقش بزرگ ترش براش کارشو راه انداخته باشه و راهیش کرده باشه بندر
سروش ابرویی بالا انداخت و گفت
بهتره این سوال رو از پدرتون بپرسید الانم اگر دیگه سوالی ندارید ما به کارمون برسیم
فریبا گفت
برادر من هر کاری کرده بخاطر ...
سروش فوری گفت
به خاطر همون ذاتیه که گفتین
فریبا سر تکون داد به من اشاره کرد و گفت
به خاطر این خانوم بوده
به خاطر این آدم که با وعده هاش عقل و هوش برادر ساده دل منو برد
سروش با اخم چشم روی هم گذاشت و گفت
خانوم محترم
با صدای آهسته گفتم
آقا سروش لطفاً این بحث رو ادامه ندین
با بغض به فریبا نگاه کردم و گفتم
این بحث برای ما تموم شده است من نه مسئول کارهای خطای برادرتم نه مسئول افکارات اشتباه خودت
فریبا گفت
افکار اشتباه ؟
چه اشتباهی؟ اگر اشتباه بوده پس چرا شما با همین؟ اگر تو مسئول کارهای برادر من نیستی پس کی مسئول شه؟
فریبا با بغض ادامه داد
مسئول نابود شدنش
جز تو تویی که دلت از اولم بااین بود ولی به فریبرز دروغ گفتی تویی که باعث شدی دو هفته شب و روز دنبالش بگردیم دنبال برادری که تو به بازیش گرفتی