2777
2789
عنوان

قصه‌ی#دزد_احساس

| مشاهده متن کامل بحث + 34552 بازدید | 637 پست
💬۱۹۰ گفتم اون برای زمانی بود که اداره بپذیره یا آموزشیاری حاضر بشه بیاد توی این منطقه با لبخن ...

سلام محیاخانوم گل گل،خواستم بهت بگم دست مریزاد👏،خسته نباشی…..تااینجا که عالیه و بی نقص👌،مثل همیشه….فقط خواستم تشکرکنم

خدایاشکرتتتتت♥️،اول ازهمه دعای خیر برای همه ی خواهرای عزیزم که چشم انتظار بچه ان،ان شاالله خدا دامن همه ی منتظرا رو سبزکنه(الهی آمین)🤲🏻،تاریخ۱۴۰۲/۷/۱۳بی بی چکم مثبت شد😍،،،تاریخ ۱۴۰۲/۷/۱۵هم ازمایشم مثبت شد🥰،،،خدایا خودت مواظب تودلیم باش به خودت میسپارمش،میشه لطف کنین و برای سلامتیش یه صلوات بفرستید ازتون ممنونم💋،تاریخ۱۴۰۲/۸/۱۴رفتم سونو قلب و شکر خدا قلب کوچولوش تشکیل شده بود😍،تاریخ ۱۴۰۲/۹/۱۲رفتم واسه ان تی شکر خدا همه چی خوب بودو من دوباره دیدمش ااااااخ وجودمن چقدر قشنگی دلم برات آب شد🤩،تاریخ 1402/10/24رفتم واسه غربالگری شکر خدا همه چی خوب بود انقدر خوشمل بودی پسرقشنگم خدا حفظت کنه👶🏻😘،تاریخ1403/3/12اومدی بغلم پسرقشنگم خوش اومدی به زندگیمون وای که چقدر ماهی پسرم🧿😘🧿💋

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خدا بگم چیکارش نکنه نتونست سرم بزنه حالا دستم ورم کرده کلا بی حس شده😭

ای بابا چیکار داری میکنی دختر؟ چرا هی مریض میشی؟ چرا مواظب خودت نیستی؟ بچه ات گناه داره

خودت گناه داری

آخیییی چه همه غر زدم

سلام گل 

ضعیف شدی 

استرس داری که هی مریض میشی

مواظب خودت باش

بوس به کله ات مهربون

ای بابا چیکار داری میکنی دختر؟ چرا هی مریض میشی؟ چرا مواظب خودت نیستی؟ بچه ات گناه داره خودت گناه د ...

سلام عزیزم 

اررره حق داری امروز مامانم اومده بود مراقبت ازم کلی بهم غر زد که چرا استراحت نمی‌کنم امسال یه طوری شدم تا باد بهم میخوره مریضم این پرستارم که این بلا رو سرم آورد حالا دستمم اضافه شده به همه چی

متاسفانه استراحتم کمه بدو بدو روزانه‌ام زیاد

خوب میشم ولی🥲

قول میدم😉



من به ارزوهام قول رسیدن دادم🦾
محیا جان بهتری عزیزم؟

سلام

ممنون عزیزم

حالا سرماخوردگی که به کنار دستم بی حس و کبووود بشدت 

مصطفی هم از صبح رفت پیگیری شکایت از پرستاره هرچی هم میگم بی‌خیال شو میگه نه نباید این کارو می‌کرده اگه دستت آسیب جدی می‌دید چی!

حالا قراره چند روزی خونه بمونم استراحت کنم خوب و پر انرژی شم🦾


من به ارزوهام قول رسیدن دادم🦾
سلام ممنون عزیزم حالا سرماخوردگی که به کنار دستم بی حس و کبووود بشدت  مصطفی هم از صبح رفت پی ...

سلام عزیزم خیلی مراقب خودت باش ‌تا سریعتر بهبودی حاصل بشه.

برای دستت هم کمپرس آب گرم بزار تا خوب بشه

معمولا پرستارهای تازه کار هستند منم تجربه اش داشتم 

......

خدا بگم چیکارش نکنه نتونست سرم بزنه حالا دستم ورم کرده کلا بی حس شده😭

سلام محیاجان،بلا دورباشه ان شاالله خانومم،والله ناراحت شدم تواین وضع دیدم عکس گذاشتی خواهرم،خدا شفات بده عزیزدلم،اره قربونت استراحت کن که ان شاالله زود زود خوب بشی خانوم جان،به مادرت گوش کن خودتو تقویت کن،

خدایاشکرتتتتت♥️،اول ازهمه دعای خیر برای همه ی خواهرای عزیزم که چشم انتظار بچه ان،ان شاالله خدا دامن همه ی منتظرا رو سبزکنه(الهی آمین)🤲🏻،تاریخ۱۴۰۲/۷/۱۳بی بی چکم مثبت شد😍،،،تاریخ ۱۴۰۲/۷/۱۵هم ازمایشم مثبت شد🥰،،،خدایا خودت مواظب تودلیم باش به خودت میسپارمش،میشه لطف کنین و برای سلامتیش یه صلوات بفرستید ازتون ممنونم💋،تاریخ۱۴۰۲/۸/۱۴رفتم سونو قلب و شکر خدا قلب کوچولوش تشکیل شده بود😍،تاریخ ۱۴۰۲/۹/۱۲رفتم واسه ان تی شکر خدا همه چی خوب بودو من دوباره دیدمش ااااااخ وجودمن چقدر قشنگی دلم برات آب شد🤩،تاریخ 1402/10/24رفتم واسه غربالگری شکر خدا همه چی خوب بود انقدر خوشمل بودی پسرقشنگم خدا حفظت کنه👶🏻😘،تاریخ1403/3/12اومدی بغلم پسرقشنگم خوش اومدی به زندگیمون وای که چقدر ماهی پسرم🧿😘🧿💋

خدا بگم چیکارش نکنه نتونست سرم بزنه حالا دستم ورم کرده کلا بی حس شده😭

سلام

اینجوری شدی چرا😟🥺

امیدوارم خیلی زود خوب بشی❤️

تا در طلب گوهر کانی، کانی                                                                        تا در هوس لقمه نانی، نانی                                این نکته رمز اگر بدانی، دانی                                                                      هرچیز که در جستن آنی، آنی

💬۱۹۱


اسماعیل همون‌طور که ساک وسایل دستش بود داخل اومد و گفت

کلاس جدید رو دیدین خانم خوب بود؟

بی‌توجه به حرفش از بین هزاران سوالی که داشتم پرسیدم

کی این‌جا رو ساختین؟ مصالحه از کجا؟

اسماعیل که حسابی سرحال به‌نظر می‌رسید گفت

این‌ها رو همه با کمک آقا معلم ساختیم

گفتم

توی همین دو ماه؟

اسماعیل گفت

نه خانوم تابستون بعد رفتن شما آقا معلم زیاد این‌جا اومد و رفت یادتونه شهریور که بهتون زنگ زدم گفتم آب وصل شده چقدر خوشحال شدین همه‌اش زحمت  آقا معلم بود

عصبی گفتم

پس چرا همون موقع به من حرفی نزدی چرا بهم نگفتی همه این‌ها کار سروش بوده؟

اسماعیل ترسیده و البته متعجب گفت

خانوم ببخشید آقا ازم خواسته بود آقا گفته بود هیچکس نباید چیزی بفهمه

گفتم

حتی من؟

منی که توی این دوماه با همه‌ی گرفتاری‌هام فکر و ذکرم شما بودین شما و تحصیلتون

دستت درد نکنه اسماعیل روی تو و ناهید یه حساب دیگه باز کرده بودم اما انگار اشتباه می‌کردم

اسماعیل گفت

خانوم ببخشید به خدا به جان مادر مه‌لقا تقصیر من نبود

ساک‌ها رو از مقابلش برداشتم و گفتم

برو اسماعیل‌ برو سر کلاست

اسماعیل گفت

خانوم الان هم که چیزی نشده شما و آقا معلم برای ما فرقی ندارین

خسته و شاکی کنج دیوار کم سطح کلاس نشستم و گفتم

آقا معلم آقا معلم حالا برای من آقا معلم هم شده


اما یه‌چیزی رو درست می‌گفت تغییرات مفیدی در کل روستا ایجاد شده بود

راستش طوری که هم منو سر حیرت آورده بود هم یه جورایی خوشحالم کرده بود

معلوم بود اون از همون تابستون تلاش‌های زیادی کرده اما خب چرا از بقیه خواسته بود به من چیزی نگن؟ یا اصلا چرا از کارش انصراف داده بود اومده بود این‌جا؟

پچ‌پچ‌های بچه‌ها باعث نمی‌شد از فکرش بیرون بیام

صداش به گوش می‌رسید

بابا نان داد

نقطه سر خط

بابا آب داد

اون منو با این کارش حسابی شوکه کرده بود

واقعاً قصدش از انجام این کار چی بود!

من به ارزوهام قول رسیدن دادم🦾
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز