2777
2789
عنوان

بارداری

56 بازدید | 4 پست

سلام خانوما جای من بودید چیکار میکردید.

داستان طولانیه،حوصله دارید بخونید و نظر بدین  وگرنه توهین نکنین🙌

من با خانواده شوهرم و شوهرم با خانواده من بدلایلی ک خودش و ننش مقصرن دعوا و الان تقریبا سه ماه قهریم.ب شوهرم گفتم بیا ی عذرخواهی کن نمیاد،اما باوجود اینکه مامانش موقع دعوا بددهنی کرد و... میگه اون بزرگتره تو بیا و فلان.اما نرفتم،الان توی ماه دوم بارداریم مامانامون میدونن،مامانم بهم تبریک گفته و هوامو داره اما شوهرم ک ب مامانش گفته حتی ی تبریک نگفته.از اولم وقتی از پله ها رد میشد مثل موقع دعوا زیاد چرت و پرت میگفت و خودشو دست بالا میگیره درضمن کلاس قرانم میره😂

حتی باعث اینکه چند ماه پیش بخاطر همین دعواها نطفه تشکیل نشد شوهرم و ننش بودن.الان هفته دیگه انشا... اگ قلب نینی تشکیل شده بود شوهرم میگه هم خونه مامان تو بریم هم من.اما من دلم نمیخاد با اون حرفا ،بااون دستورای اون افریته ک ب من میداد ،برم خونشون،بهش گفتم نه اونم گفت منم نمیام.و موقعیت خودشو با من یکی میکنه،باوجود اینکه من بخاطر اون خیلی جاها ک دعوت کردن نرفتم،حتی مامان ک سید بود دیدنش نیومد.نمیخام برم،زنیکه فکر میکنه بلهههه من خوبم و ....،اما دلم نمیخاد خونه مامانم اینا تنها برم و شیرینی بدم.


شرمنده تازه خلاصش کردم😅💛

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

برو اما سرینگین باش  اگه ام میتونی طاقت بیاری نرو ببین بهش میگه تو بیا یا چی


شوهرم میگه اون نمیاد،اما قبلن ک همش مقصر بود میومد،ایندفعه برم خودمو کوچیک کردم با این کاراش،اما دلم نمیخاد خونه مامانمم تنهایی برم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108