تمام شبها گریه کردم و تمام روز چشام ورم داشته ... از بعد اون روز قرص آرامش بخش میخورم و هنوزم خوب نشدم میخوام شب عروسیش قرصامو دو سه برابر کنم ک اون شبو فقط خواب برم بعیید میدونم ولی سعی میکنم
یادم رفته خواب رفتن چ طوریه ... یا خواب نمیرم یا ساعت ۴ ، ۵ خواب میرم و تو خوابم میاد و از بس گریه میکنم تو خواب .... و بیداری ....
زندگی ای برام نمونده ...
از خدا میخوام خوشبخت بشه ... منم یا ب زندگی عادی بر گردم یا خدا ب مرگ طبیعی تمومم کنه