خواستگار خواهرم رفته تحقیق اتفاقی به پسر عموم بر خورده چون تو یه محلیم و فامیلیا شبیه به همه پیش خودش گفته حتما پسر عموم یه فامیلی آشناییه پرسیده از خونواده ما پسر عمومم اومده گذاشته کف دست کل فامیل همه جا پخش شده
زن عمومم هی زنگ میزنه که چه خبر چیشد کی میان همش دنبال خبرن
ما ام قصد داشتیم فعلا فکر کنیم روش و اینکه پسره زمان خواسته بود که پول جمع کنه بعد بیاد
حالا اینا هی فضولی میکنن خوبیت نداره اسم دختر بد درمیره میگن باهم لاس زدن بگین زود بیان
مادرمم تحت تاثیر قرار گرفته همش خواهرمو میزاره تو فشار
شما بگین چی بگیم فعلا بیخیال شن طرف عموم