چند روزیه فهمیدم لطفا نپرسید چطوری چون طولانیه
برام هضم نمیشد نمیتونستم به کسی بگم
بالاخره تصمیم گرفتم امشب اینجا بنویسم تا خالی بشم😭😭
منو این اقا از بچگی عاشق هم بودیم البته من فکر میکنم عشق یکطرفه بود و اون هیچ وقت عاشقم نبود
چند بار اومد خواستگاری و پدرم جواب رد داد و ماهم جدا شدیم از هم و بعد یه مدت دوباره بهم برگشتیم
من فهمیدم این اقا دو سال پیش یکی از دخترای فامیلشونو میبینه و ازش خوشش میاد خانوادشو میفرسته خواستگاری (منم این وسط هیچ حساب کرده🙂)
خانواده دختره گفتن دخترمون دیابت داره و این اقا بیخیال شده
بعد از شش ماه دوباره پیگیر شده و با خود دختره شروع کردن صحبت کردن