عروسی فامیل شوهرم بود . بعد من یکی از فامیلامونو دیدم .
۱۰ سال پیش دیده بودمش همسن بودیم هی بمن نگاه میکرد . بعد منم رفتم جلو سلام کردم گفت نشناختمت . منم ضایع شدم خودمو معرفی کردم . احساس کردم شناخته الکی گفت نشناختم . اینکه دوساعت داشتم خودمو معرفی میکردم بد جوری ضایعم کرد
اخه من اصلا عوض نشدم دیگه بمب نبودم که .
کاش نمیرفتم جلو خودمو سبک کردم اه