همش به مشکلاته بقیه فکر میکنم و هدابم نمیبره ..خواهرزاده ام ک همسنه خودمه و مجرده ...بیماری وسواس گرفتع .از بس باباش بداخلاقه ..باباشم وسواسی بود حالا خواهر زاده ام یه ادمه دیگه شده دست و پاشم میلرزه
ببین اونا کسی رو دارن که مهربانتراز ماست و خودش مراقبشونه اگه بهش پناه ببرن ،اگه میتونی کاری براشون بکن اگرنمیتونی فقط براش دعا کن چون گریه دردی رو دوا نمیکنه
خدای بزرگ میدونم همیشه حاضر و ناظری اما غفلت های گهگاه منو ندیده بگیر و خودت هوامو داشته باش .وامیدوارم کمکم کنی تو دلیلم رو صحیح و سالم بغل بگیرم