سلام دوستان خوبين؟من يه مشكلي دارم كه هنوز بعد دوسال نتونستم باهاش كنار بيام من با پدر و مادر همسرم زندگي ميكنم و يه خواهر داشت كه شش ماهي هست ازدواج كرده خداروشكر،اين خواهر شوهرم هرچي بلا بگين سرم آورد از توهين وتهمت و دروغ خيلي تو زندگيم دخالت كرد و من فقط بخاطر همسرم تحمل كردم چون هميشه كنارم بود و حتي بيشتر مشكلاتي كه خواهرش برام درست ميكرد بخاطر همين بود كه همسرم دوستم داشت،الان كه خواهرش ازدواج كرده شوهرم خيلي باهاش صميمي شده و بگو بخند وشوخي داره انگار همه اتفاقاي زندگيمونو يادش رفته و من خيلي ناراحتم از اين كه چرا باهاش سرسنگين برخورد نميكنه نميدونم اين رفتارم و حسم درسته يا بيجا واي هنوز نتونستم اتفاقاي گذشته رو هضم كنم ميشه لطفا راهنماييم كنين.