ای بابا از من ک بدتر نیستی دو سال تموم اشک ریختم زیارت رفتم
نماز خوندم نذر نیاز
پول هزینه کردم میلیون میلیون طلامو فروختم انقدر اشک ریختم ی چیز برجسته تو جشمم درومده
ک فقط منو بخواد
اخرش چی شد
بعد از دوسال یجوری از جشم افتاد ک الان یادش میفتم حالت تهوع میگیرم
نزار کلی سوخت بدی و ب این مرحله برسی